كه ايمان نياريم و راستگوى نداريم رسول را كه دعوي نبوت و رسالت كند از نزد خذاى - عزّ و جلّ ،
حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ :
تا آنگاه كه چيزى كه بندگان بذان به حضرت خذاي - تعالى - تقرب جويند ، بما « 1 » آورى و آتش آن را بخورذ . اگر اين قربان آوردهء ، ما ترا صادق دانيم و به تو ايمان آوريم و ترا متابعت كنيم . بارى - تعالى - اين آيت فرستاذ . « 2 »
و معنى
« عَهِدَ إِلَيْنا » ؛
يعنى : امر و وصيت كرد ما را در تورية .
و « قربان » چيزى بوذ كه بواسطهء آن بدرگاه خذاى - تعالى - نزديكى طلبند ، از حيوانى مأكول كه آن را بكشند و به فقرا و مساكين دهند و خوذ نيز بخورند يا غير آن .
و « قربان » مصدر است ، چون غفران و برهان كه آن را اسم ساختهاند .
تَأْكُلُهُ النَّارُ ؛
يعنى : آتش آن را بسوزاند ، و از طبع خوذ كه نه آتش بوذ ، بطبع آتشى خوذش باز آرذ .
و شان قربانى كه آتش آن را بطبع خوذ باز آرذ ، آن بوذ كه بنى اسرائيل چون قربانى كردندى ، آتشى سپيذ كه آن را دخانى نبوذي - يعنى : دوذي - و آن را آوازى نبوذى ، از آسمان درآمذي و آن قربانى را بخوردي . اين معنى علامت قبول قربان بوذي . و اگر به حال خوذ بماندي ؛ يعنى : اگر آتش آن را نخوردي و هم طبع خوذ نگردانيذي ، نشان ردّ بوذى . « 3 »
هامش
( 1 ) - اين كلمه شايد « بجا » باشد .
( 2 ) - طبرى 7 / 448 - 449 رقم 8310 - 8311 ، رازى 3 / 273 - 274 .
( 3 ) - طبرى 7 / 448 - 449 ، ذكرى از دود و آواز در اين قول نيست .