هامش
- از ميان مىرفت ، همان اختلافى را كه در بين خود جايز مىشمردند و به دروغ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ادّعا مىكنند كه آن را آزاد گذاشته و روا داشته است .
درحالىكه قرآن اختلاف را منع و از آن نهى كرده است ، آنجا كه خداى عزّ و جلّ مىفرمايد :
« اگر قرآن از نزد غير خدا بود مسلّما در آن اختلاف فراوانى مىيافتند »
و باز مىفرمايد : « مانند آنان نباشيد كه چند دسته شدند پس از آنكه دلائل روشنگر به آنان عرضه شد باز اختلاف كردند »
و باز مىفرمايد : « همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و متفرّق نشويد . »
و آيات خدا در نكوهش اختلاف و چنددستگى بيش از آن است كه به شمار آيد ، و اختلاف و تفرقه در دين ، خود گمراهى است ، و آنان اين چند دستگى را روا مىشمردند و نسبت ناصواب به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىدهند كه او چنين چيزى ( اختلاف ) را آزاد گذاشته و اجازه داده است ، در حالى كه قرآن آن را منع و از آن نهى فرموده است بنابه گفتهء آن كه :
« مانند كسانى نباشيد كه گروه گروه شدند و اختلاف كردند » .
پس چه بيانى روشنتر از اين بيان ؟ و مردم پس از اين روشنگرى و رهنمود ، چه حجّتى بر خدا دارند ؟ به خدا پناه مىبريم از خذلان زيانكارى و از اينكه ما را به خودمان و انديشههامان و اجتهادمان و نظرات شخصىمان در دينمان واگذارد . و از او مىخواهيم كه او را بر آنچه بدان هدايت فرموده و به آن راهنمائىمان كرده و آنچه به سوى آن ارشادمان نموده از دين خويش ، و دوستى كردن با دوستان و آويختن به ريسمان آنان ، و بهره گرفتن از آنان و به كار بستن آنچه دستورش را دادهاند ، و دست كشيدن از آنچه نهى كردهاند ، استوار و پا برجا بدارد ، تا اينكه با همين حال با خداى عزّ و جلّ روبرو شويم ، نه تبديلكنندگان باشيم و نه ناباوران و دودلان ، و نه پيشى -