تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
هامش
- « در ميان آنان به آنچه خداوند فروفرستاده حكم كن » . پس كسى كه انكار كند و بر آن باشد كه چيزى از امور دنيا و آخرت و احكام دين و واجبات و مستحبّات و هر آنچه كه اهل شريعت بدان نياز دارند در قرآن يافت نمىشود - آن قرآنى كه خداى تعالى فرمود : « بيانگر همه‌چيز است » - پس او ردّكنندهء سخن خداوند است و نسبت دروغ به خدا داده و كتاب خدا را تصديق نكرده است . و به جان خودم آنچه ايشان از خود و از پيشوايان خود كه از آنان پيروى مىكنند مىگويند در مورد اينكه در قرآن آن را نمىيابند ، راست گفته‌اند ، زيرا آنان اهليّت و شايستگى آن را ندارند و از آن جمله نيستند كه دانش قرآن دارند ، و خدا و رسولش بهره‌اى از آن به ايشان نداده‌اند ، بلكه تمامى علم دين خدا به خاندان پيامبر عليهم السّلام اختصاص داده شده ، به كسانى كه خدا دانش قرآن را به آنان عطا فرموده ، و راهنمائى به سوى ايشان كرده ، همان كسانى كه خداوند دستور پرسش از آنان را داده تا جايش را در كتابى كه خودشان نگهبانان و وارثان و راهنمايان آن هستند نشان دهند . و اگر دستور خداى عزّ و جلّ را در مورد فرمايش او مبنى بر اينكه : « اگر آن را به پيامبر و صاحبان امرشان برمىگرداندند آنان كه توانائى استنباط داشتند ، حتما آن را مىدانستند » و نيز فرمايش ديگر خداوند كه : « اگر نمىدانيد از اهل ذكر بپرسيد » ( آنان از چنين كسانى ) فرمانبردارى كرده بودند مسلّما خداى تعالى نيز آنان را به نور هدايت مىرسانيد ، و آنچه را كه نمىدانستند به ايشان مىآموخت و از قياس و اجتهاد به رأى بىنياز مىساخت و اختلاف واقع در احكام دين كه بندگان پاىبند آنند -