تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
خانه به خانه دررفت . رسول فرموذ : - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - كه : چرا از در به خانه در آمذي و تو محرم بوذي ؟ گفت : يا رسول اللّه ! ترا ديذم كه از در ، در رفتى ، من نيز بر اثر تو درآمذم . رسول گفت : من احمسم ؛ يعنى : از قريش و كنانه‌ام « 1 » . مرد گفت : من نيز چون توام . دين ما هر دو يكيست ، و به راه تو و سنت و دين تو راضى شذه‌ام . خذاى - عزّ و جلّ - آيت فرستاذ كه :
وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ
[ 8 - ر ]
مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ .
مصنف كتاب گويذ : « 2 » عجب دارم از اهل تفسير ، كه درين معنى فكر نكردند كه بارى - تعالى - را از آن چه كه كسى بنردبان در سراى خود روذ ، يا سوراخى در پس سراى كند و بذان آمذ شذ سازذ . يا صحرانشينى از پس خيمه ره‌گذر كنذ ، يا چه صلاح و فساد در شريعت بذان تعلق دارذ ؟ و بذين چنين ترهات « 3 » و حشو مشغول گردند ، و سخنى دور از عقل و حكمت بخذا
هامش
( 1 ) - دهخدا ، احمس را « سخت و درشت در دين » معنى كرده است . ابو الفتوح رازى نيز در تفسير خود 2 / 88 ، همين نكته را به‌عنوان وجه تسميهء قبايل احمس ذكر نموده و گفته : احمس ، قبايل قريش ، كنانه ، خزاعه ، ثقيف ، جشم ، بنو عامر بن صعصعه و بنو نفر بن معوله را شامل مىشد . و فخر رازى كلمه « من احمسم » را از پيغمبر نقل نكرده است . فخر رازى 5 / 135 . ( 2 ) - تفسير طبرى 3 / 560 نيز چنين توضيحى آورده است . ( 3 ) - ترهات : سخن‌هاى باطل لهوآميز ، جمع ترهت كه بمعنى باطل است . ( دهخدا ) .تطاول ليلى و اعترتنى و ساوسى * لات اتى بالترهات البسابس