تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة مقدمه و پيشگفتار 19

مساهمون:

صمقدمه و پيشگفتار ١٩
گاهى عباراتى موزون و زيبا پيدا مىشود كه بىشباهت به شعر معروف يزيد بن مفرّغ نيست مانند : « 1 » هرآينه بعث است و حساب [ است ] ، و ثواب است و عقاب است . ( سوره 79 / آخر آيه 5 )

روش ترجمه و تفسير در اين نسخه

1 - در اينجا چنان كه قبلا هم در معرّفى نثر آن اشاره كرديم ، كوشيده است تا از نظم و ترتيب كلمات قرآن و نيز از اوزان و محسّنات لفظى و معنوى و سيلاب‌هاى كشيده و در بعضى موارد - به مقتضاى حال - از سيلاب‌هاى كوتاه و ساير صنايع هنرى تقليد كند ، و در اين راه توفيق فراوان به دست آورده است . حتّى در بعضى موارد ديده شده است كه معانى كلمات قرآن را به واسطهء رعايت سجع و موازنه يكى را بر ديگرى مقدّم داشته است . مثلا در سورهء بقره ، آيه 215 ، « غريبان » را كه ترجمهء ابن السّبيل است . جلوتر از « درويشان » قرار داده است مانند اين عبارت : بگو آنچه هزينه كنيت از مال مر پدران و مادران را است ، و خويشان را ، و يتيمان و غريبان و درويشان را ، در ترجمهء
قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ
. ( سورهء 2 / آيه 215 ) 2 - در موقع شرح و توضيح آيه - كه نام امكنه و اشخاص را آورده است - سعى كرده تا سجع و موازنه و لف‌ونشر را رعايت كند ، مانند : و گفتند چرا فرستاده نشد اين قرآن با لطايف ، بر مرد بزرگ از اين دو شهر : از مكّه و طايف ؛ از مكّه وليد بن المغيرة القرشى ، و از طايف عروة بن مسعود الثّقفى ، در ترجمهء
وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
. لف‌ونشر در مقدمه ، ( سورهء 43 / آيهء 31 )
هامش
( 1 ) يزيد بن مفرّغ ، شاعرى تازىنژاد است كه در آغاز عهد اموى در ايران مىزيسته و در خوزستان به دخترى تعلّق خاطر داشته است . وى بر اثر هجو عباد بن زياد برادر عبيد الله زياد مورد خشم عبيد الله قرار گرفت و مدتى در بصره محبوس بود . روزى عبيد الله فرمان داد او را نبيد شيرين و شبرم نوشانيدند و خوك و گربه‌اى را با وى به يك ريسمان بستند و در شهر بصره گرداندند ، و او پليد و مست مىرفت و چند كودك فارسى زبان دنبال او به راه افتادند و مىگفتند اين چيست ! . . . و يزيد در پاسخ آنان مىگفت :آب است و نبيذ است * عصارات زبيب استسميه روسپيذ است( تاريخ ادبيات ، دكتر ذبيح الله صفا ، ج 1 ، صفحه 144 ) .