2 - تجنيس :
( و آن دو كلمه است كه به يك صورت باشد ولى داراى دو معنى ) بلكه آورديم به ايشان از سخن راست ، و صفت دروغگوئى ايشان راست . ( سورهء 23 / آيهء 90 ) و ميراث شما گردانيد زمينها و خانههاشان ، و ديگر خواستههاشان ؛ و نيز زمينهائى كه هنوز شما آن را ناسپرده و آن به شما ناسپرده . ( سورهء 33 / آيهء 27 ) و همه با كافران كارزار كردند ، و بعض را كشتند و بعض را كارزار كردند .
( سورهء 3 / آيهء 195 )
3 - ترصيع :
( در اصطلاح بخش كردن سخن است به طورى كه پارههاى يك عبارت در برابر هم قرار گيرند ، و در وزن و شمارهء حروف با هم مساوى باشند ) .
و ايشان گروهى از پيشينيان ، و گروهى از سپسينيان ؛ و خداوندان دست چپ ، و چه خداوندان دست چپ ؛ در باد سوزان ، و آب جوشان . ( سورهء 56 / آيهء 40 تا 42 ) فروبرندهء بعضى است به دركات ، و برآرندهء بعضى است به درجات . ( سورهء 56 / آيهء 3 )
4 - لفونشر :
( دربارهء آن گفته شده است كه اوّل ، كلماتى چند در يكجا جمع آورند ، سپس صفات يا افعالى ذكر كنند كه هر كدام به يكى از آنها برگردد ) .
و مر او راست سپاس و ستايش در آسمانها و در زمين ، و شبانگاه و گرمگاه ؛ يعنى نماز ديگر و نماز پيشين . ( شبانگاه ، آخر روز است شرح لغات ) . ( سورهء 30 / آيهء 17 و 18 ) و گفتند چرا فرستاده نشد اين قرآن با لطايف ، بر مرد بزرگ از اين دو شهر : از مكّه و طايف ؛ از مكّه وليد بن المغيرة القرشى ، و از طايف عروة بن مسعود الثقفى . ( سورهء 43 / آيهء 31 )
5 - سجع :
( و آن عبارت است از كلمات هم آهنگ كه در آخر جملهها قرار مىگيرد ، سجع در نثر حكم قافيه را در نظم دارد ) « 1 » در سرتاسر متن اين كتاب انواع مختلف سجع ، مانند : سجع متوازى ، سجع مطرّف و سجع متوازن ، به كار رفته است ، از قبيل :
هامش
( 1 ) ميزان الأوزان - لسان القلم ( عروض همايون ) به تصحيح اديب هروى ، ص 74 :