چون در ترجمه و تفسير اين نسخه مترجم كوشيده است تا پا به پاى كلام آسمانى از محسّنات لفظى و معنوى آن تقليد كند ، و گفتارش را به شيوهء بيان و انسجام حروف و كلمات آن نزديك سازد ، لذا پيدايش اين گونه نثر را بايد در تأثير عبارات قرآن جستجو كنيم و آن را منشأ پيدايش چنين نثرى بدانيم . نه آن چنان كه تصوّر كردهاند و پنداشته شده است كه اين گونه سخن از ذوق و انديشهء صوفيانه مايه گرفته و فقط بيانكنندهء حال و مقام عارفان بوده است و گفتهاند سبكى است كه بايد حدّ فاصل بين نثر مصنوع و نثر مرسل به شمار آيد . « 1 » بنا بر بيانى كه گذشت بهتر است كه نام اين گونه سخن را در سبكشناسى به نام نثر قرآنى نامگذارى كنيم نه نثر صوفيانه . البتّه اين نامگذارى مانع از آن نيست كه بگوئيم بعدا در مكتب عرفان - كه گرايشى به سادگى كلام و وزن و موسيقى و سماع بوده - از اين شيوه براى فكر و انديشهء صوفيان و هم از جهت تشحيذ ذوق آنان مدد گرفته ، و آن را در تعليم و تربيت سالكان به كار بردهاند .
پس حق اين است كه بگوئيم اين گونه نگارش - كه هم از حروف و كلمات ساده برخوردار است و هم با آرايشهاى لفظى و معنوى همراه - نخستين بار به منظور درك مفاهيم و معانى قرآن و هم براى بهتر جلب كردن مسلمانان غير عرب بوده است نه جز آن .
اكنون نمونههائى از نثر اين تفسير را به عنوان شاهد مىآوريم ، تا فضلا و دانشمندان با سبك و نگارش آن بيشتر آشنا شوند ، و از اين كم پى به چگونگى بسيار برند :
1 - ملمّع :
( در شعر صنعتى است كه يك مصراع عربى و مصراع ديگرش فارسى باشد ) .
و حلال كرده شد مر شما را چهار پايان ، مگر آنچه خوانده مىشود بر شما در قرآن ،
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ
تا پايان . ( سورهء 22 / آيهء 30 ) .
يا مىخواهيد كه از رسول خود در خواهيد آمدن كتاب جمله ، چنان كه از موسى پيش درخواستند
أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً
. « 2 » ( سورهء 2 / آيهء 108 ) گفت اى سران قوم من افكنده شد به سوى من نامهء كريم ، نوشته به روى آنكس كه سليمان راست نديم ، عنوان وى از سليمان صدر وى
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
. ( سورهء 27 / آيهء 29 ) .
هامش
( 1 ) - تاريخ ادبيات در ايران به قلم دكتر ذبيح اللّه صفا ، ج 1 ، ص 881 .
( 2 ) -أَرِنَا اللَّهَ. قسمتى از آيهء 152 از سورهء 4 ، نساء .