تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
و هركه قرآن خوانند به آن نيوشيذ و كوش فراخواندن و نيوشيدن آن داريد و انصتوا و خاموش باشيد تا مكر بر شما بوخشايند ، لعلّ از الله واجب است * در سبب آمدن اين آيت مفسران بر سه كروه‌اند ، قومى كفتند كه اين آيت جواب آنست كه مشركان قريش يكديكر را كفتند
لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ .
الآية . هركه محمد قرآن خويش ورخواندن كيرذ شما در برابر او شغب و بانك و فحش كفتن دركيريد تا بلغو خويش او را بازشكنيذ * و قومى كفتند كه اين آيت در سبب نماز آمده است كه مسلمانان در نماز ، بس مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم آن مىخواندند ، با او برابر با آواز * رسول خذاى كفته بود ايشانرا لا تنازعوني القرآن فانّ احدكم قد خالجنيها فاذا قرأت فانصتوا و در روايت د [ يكر ] فلا تقرأوا خلفى الّا بامّ القرآن * و قوم كفتند كه اين در حثّ استماع خطبه ، [ 11 ] « 1 » آمده است :
إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ
، بقر [ آن ] اينجا خطبه مىخواهد از بهر آنك در خطبه ، قرآن خواندن است ، و هر خطبه كه جيزى نبود در آن از قرآن نه روا بوذ * مردمانرا استماع خطبه فرموذ و خاموشى . و درست است از مصطفى صلى اللّه عليه و سلم انّه قال : من قال لصاحبه و الامام يخطب يوم الجمعة ، انصت فقد لغا .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 205 ]

وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ ( 205 ) في نفسك ، اى فى قلبك . خداوند خويش ياد كن در دل خويش بزارى و بيم . التّضرّع ، التّخشّع يقال للخاشع و للنّاحل ، ضارع * و ياذ كن خداوند خويش بآ [ وا ] ز فروتر از بلند . من القول يعنى من الصّوت
بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ .
الآصال ، جمع الأصيل و هى آخر ساعات النهار . و الاصل جمع الأصيل . ببامدادها و شبا [ نكاه ] ها . الغدو بامداد كردن است . اما مراد به آن اينجا ، بامداد است . جنانك [ ك ] فت فالق الاصباح . اصباح ، بامداد كردن بوذ ، اما مراد به آن
هامش
( 1 ) . اين اقوال با آنچه در مجمع البيان آمده نزديك‌تر است تا با گفته جار اللّه زمخشرى در كشاف .