اگر مىخواستيم همگى ويژگىهاى زبانى و بيانى اين ترجمه تفسير را بنويسيم و دربارهء واژههاى ناشناخته و كمياب آن سخن بگوئيم تن و توش اين يادداشت چندين و چند برابر اندازهء كنونى آن مىشد از اين روى كوشيديم تنها نمونههايى از كاربردهاى اين متن را بياوريم تا خواننده را ملول نكند .
اميدواريم در كار گونهشناسى ترجمههاى قرآن ، كه در دست آماده سازى داريم ، بتوانيم دربارهء اين ترجمه تفسير و گونهء هروى و سنجش آن با ديگر متون قرآنى و نوشتههاى فارسى بيشتر بنويسيم .
مصحح محترم متن ، رسم الخط دست نوشت اصلى را به دقت تمام رعايت كردهاند و خواستهاند كه متن چاپى همان ويژگىهاى نگارش متن اصلى را داشته باشد .
اما به گمان نگارنده ، دشوارىهاى واژهاى اين كتاب بدان اندازه است كه نبايد تا اين اندازه سختگيرى كرد و مته به خشخاش گذاشت و خوانندگان معدود و محدود اين دست كتابها را كمتر كرد بلكه بايد تا آنجا كه ممكن است و زيانى به درستى واژگان نمىرساند كتاب را به شيوهء نگارش معقول امروز نزديك كنيم . ازاينروى در اين پيشگفتار و فهرستهاى دوگانهاى كه براى اين ترجمه تفسير فراهم كرديم به اين نكته چشم داشتيم و تا حدى نگارش امروزين را ، بويژه در ضبط واژههاى دشوار ، به كار گرفتيم تا خواندن اين متن بزرگوار براى خواننده آسان شود بىآنكه دخل و تصرفى در ضبط و تلفظ متن داشته باشيم .
در فرهنگوارهاى كه براى برابرهاى قرآنى - فارسى - قرآنى فراهم كردهايم كوشش شده است تا بيشتر واژهها بيايد . اميد است كه اين پيشگفتار كوتاه و واژهنامه بتواند خوانندگان اين متن ارجمند را يارى كند .
بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة مقدمهء مصحح 67
مساهمون: مؤلف مجهول
صمقدمهء مصحح ٦٧