دانستن :
وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
؛ و مزد آخرت مه و پاداش آن جهانى از دشمنان ايشانرا بيرون كردن از مكّه ار داننديد . ( نحل / 41 ، متن ص 274 )
ديدن : نه آنگه كه به چشم سر خويش عذاب ديدنديد . ( يونس / 98 ، متن ص 139 )
روانيدن :
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ
؛ ار هركه قران بوديد كه به آن كوه روانيدنديد ( رعد / 31 ، متن ص 234 )
روى دادن :
لَوَلَّوْا إِلَيْهِ
؛ روى به آن دادنديد . ( توبه / 57 ، متن ص 63 )
ساختن : خويشتن در مجلس مصطفى صلى اللّه عليه و سلم پوشيده داشتنديد تا آن را عذر ساختنديد . ( توبه / 127 ، متن ص 100 )
شمردن : تا آن را عذر ساختنديد و خويشتن از فرمان بغزات ناآگاه شمردنديد . ( توبه / 127 ، متن ص 100 )
شنوانيدن :
أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى
؛ يا به آن مرده را سخن شنوانيدنديد . ( رعد / 31 ، متن ص 234 )
:
لَأَسْمَعَهُمْ
؛ دلهاى ايشان را حق شنوانيديد . ( انفال / 23 ، متن ص 17 )
فرانمودن : پركنده نشستنديد چنان فرا نمودنديد سر فرود داشته از پس مردمان . ( توبه / 127 ، متن ص 100 )
گفتن :
وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ
؛ گفتنديد كه بسنده است ما را اللّه . ( توبه / 59 ، متن ص 63 )
نگرستن :
نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
؛ با يكديگر نگرستنديد و در يكديگر نمودنديد . ( توبه / 127 ، متن ص 100 )
نمودن :
نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
؛ با يكديگر نگرستنديد و در يكديگر نمودنديد . ( توبه / 127 ، متن ص 100 )
نمونههايى از افزودن - يد به پايان فعل در چند كتاب ديگر .
آرنديد : ترا به چشم به زمين آرنديد كه قرآن شنوند از تو . ( كشف - ج 10 - ص 185 )
بگذارديد : وقت نماز برخاستيد و فريضه بگذارديد . ( كشف - ج 9 - ص 326 )
برخاستيد : درويشى را ديدند در آن مركب در كنجى سر فرود برده وقت نماز برخاستيد و