تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة مقدمهء مصحح 65

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٦٥
دانستن :
وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
؛ و مزد آخرت مه و پاداش آن جهانى از دشمنان ايشانرا بيرون كردن از مكّه ار داننديد . ( نحل / 41 ، متن ص 274 ) ديدن : نه آنگه كه به چشم سر خويش عذاب ديدنديد . ( يونس / 98 ، متن ص 139 ) روانيدن :
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ
؛ ار هركه قران بوديد كه به آن كوه روانيدنديد ( رعد / 31 ، متن ص 234 ) روى دادن :
لَوَلَّوْا إِلَيْهِ
؛ روى به آن دادنديد . ( توبه / 57 ، متن ص 63 ) ساختن : خويشتن در مجلس مصطفى صلى اللّه عليه و سلم پوشيده داشتنديد تا آن را عذر ساختنديد . ( توبه / 127 ، متن ص 100 ) شمردن : تا آن را عذر ساختنديد و خويشتن از فرمان بغزات ناآگاه شمردنديد . ( توبه / 127 ، متن ص 100 ) شنوانيدن :
أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى
؛ يا به آن مرده را سخن شنوانيدنديد . ( رعد / 31 ، متن ص 234 ) :
لَأَسْمَعَهُمْ
؛ دلهاى ايشان را حق شنوانيديد . ( انفال / 23 ، متن ص 17 ) فرانمودن : پركنده نشستنديد چنان فرا نمودنديد سر فرود داشته از پس مردمان . ( توبه / 127 ، متن ص 100 ) گفتن :
وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ
؛ گفتنديد كه بسنده است ما را اللّه . ( توبه / 59 ، متن ص 63 ) نگرستن :
نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
؛ با يكديگر نگرستنديد و در يكديگر نمودنديد . ( توبه / 127 ، متن ص 100 ) نمودن :
نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
؛ با يكديگر نگرستنديد و در يكديگر نمودنديد . ( توبه / 127 ، متن ص 100 ) نمونه‌هايى از افزودن - يد به پايان فعل در چند كتاب ديگر . آرنديد : ترا به چشم به زمين آرنديد كه قرآن شنوند از تو . ( كشف - ج 10 - ص 185 ) بگذارديد : وقت نماز برخاستيد و فريضه بگذارديد . ( كشف - ج 9 - ص 326 ) برخاستيد : درويشى را ديدند در آن مركب در كنجى سر فرود برده وقت نماز برخاستيد و