آيت إله قاضى مى خواهد گمنام باشد چرا كه وقتى كسى به دنبال اسم و رسم و مقام خود گشت ديگر دنبال خدا نمى گردد و خود پرست خواهد شد نه خدا پرست .
در يكى از جلسات به يكى از حاضران مى گويد : شنيده ام نام مرا در منبر مى برى اگر به حلال و حرام معتقدى من راضى نيستم اسم مرا بياورى .
در احوالات عارف
عارف احوالات خاصى دارد ، عارف عوالم وصف ناپذيرى دارد ، عارف حرفهاى غريبى دارد ، عارف سينه پر رازى دارد اهل ذكر و عبادت است و شب نشينى ها دارد . عارف به خلوت مى نشيند و از توحيد سخن مى گويد ، بى قرارى مىكند و حكايتها از عشق در دل و زبان دارد . به بيدارى شبها و عبادت نيمه شبان مشتاق است :
« افضل العباده سهر العيون بذكر الله سبحان » « برترين عبادت بيدارى چشم ها در ذكر خداوند سبحان است » « 1 »
اگر خلوت نشينى و عزلت را در مقاطعى از ايام سلوك بر خود لازم مىداند براى آن است كه از سيره انبيا درس گرفته است و مىداند كه :
« هيچ پيغمبرى و نه وصى پيغمبرى نبوده است كه زمانى از اوقاتش عزلت اختيار نكرده باشد يا در ابتداى احوال و يا اواخر » « 2 »
اگر آقاى قاضى با ذكر مانوس است و آن را صيقل روح مىداند و دائم الذكر مىشود براى آن است كه مىداند :
« ذاكر الله سبحانه مجالسه » « ذكر كننده خداوند سبحان مجالس و هم نشين اوست » غررالحكم و درالكلم
و مىداند كه : « ذاكر الله موانسه » « ذكر كننده خداوند مونس اوست » همان . ص 189
اگر در عشق و عاشقى به جنون الهى گرفتار مىشود ، ذرات عالم را دائر مدار عشق مى بيند براى آن است كه مى خواند :
« و الله يسجد من فى السموات و الارض » « 3 »
« هركه در آسمانها و زمين است به سجده و طاعت خدا مشغول است »
و قاضى مرد خداست با همان احوالات خاص مردان خدا و به پرده اى از اسرار حقيقت و عبوديت راه يافته است ، آن گاه كه ابواب بر او گشوده مىشود صداى ذكر و تسبيح در و ديوار
هامش
( 1 ) - همان ، 319 .
( 2 ) - مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه ج 1 ص 162 .
( 3 ) - سوره مباركه رعد آيه 15