شاگران او نيز در اين مسلك تربيت مى شوند و كسى كه جمال و زيبايى خدا را چشيد ديگر به زيباترين مخلوقات هم توجه نمى كند . قاضى نمى خواهد شاگردانش ميان راه به اين عوالم دل خوش كنند و در راه بمانند چرا كه اگر درك عرفانى نباشد فكر مى كنى شيطان بيكار مى نشيند و نفس دست از سر سالك برمى دارد ؟
با اين همه شاگردان خبر نداشتند كه تا چه حد زير نگاه نافذ استاد هستند و در اواخر عمر بود كه اسرارى را براى آقاى قوچانى فاش كردند و آن گاه ايشان مى فرمودند :
« آقاى قاضى در دو سال اخير مطالبى را براى من گفتند و من نمى توانستم آنها را براى كس ديگرى نقل كنم و ما همين قدر متوجه شديم كه ايشان از تمام حركات و سكنات ما 24 ساعته آگاه بودند و كنترل مى كردند »
اين تربيت توحيدى اوست كه استاد با وجود احاطه بر شاگرد هرگز او را از اين سر با خبر نسازد و در عوض آن قدر حضور خدا را برايش پررنگ كند كه شاگرد آنچه انجام مىدهد و ترك مىكند براى خدا باشد و به اين درك و شهود برسد كه لحظه لحظه زندگى تنها خداست .
كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله الا هو
استقامت :
قاضى انسانى است كه در استقامت صلابت كوه را دارد . او براى آنكه ابواب آسمان به رويش گشوده شود چهل سال صبر كرده است . مىداند كه بدون استفامت انسان به جايى نمى رسد و آن را به شاگردان خود نيز مى آموزد مى گويد :
« اگر طالب حقيقى بودى به جست و جو ادامه بده كه اگر الان نرسيدى بالاخره زمانى خواهى رسيد تازه وقتى هم در برايت باز شد به همان كم بسنده نكن بيشتر جست و جو كن و بيشتر بخواه » « 1 »
« انسان هيچ وقت نبايد مايوس شود از دير كرد نتيجه نبايد دست از سير و سلوك بردارد زيرا ممكن است كسى با ناخن زمين را بخراشد و سپس ناگهان به اندازه گردن شتر آب زلال و روان جارى شود و مى فرمودند كه كسى كه اهتمام او در مقصدش خدا باشد خداوند كفايت امر او را در جميع مقاصد و شئونش خواهد نمود » « 2 »
آيت إله مرندى مى فرمودند :
هامش
( 1 ) - به نقل از آيت إله نجابت
( 2 ) - اسوه عارفان ص 32 .