استاد عام اولًا به تبعيت از استاد خاص دستگيرى مىكند و ثانياً لزوم دستگيرى او در ظرف تمكن از استاد خاص است و در زمان تمكن از دسترسى به استاد خاص دستگيرى او ضرورى نيست گرچه بلا اشكال است و ممكن . « 1 » همانگونه كه در زمان حضور ائمه معصومين ( ع ) برخى از فقها با اجازه آنان در مسند فتوا قرار گرفته و براى مردم فتوا مىدادند همانگونه در مسايل سلوكى و معنوى نيز برخى از اصحاب امامان همچون با يزيد بسطامى و معروف كرخى در زمان خود آنان مجاز به دستگيرى سالكان راه خداوند سبحان بودهاند .
ارتباط بين استاد خاص با استاد عام
ارتباط استاد خاص و استاد عام ارتباطى ويژه و فوق تصور بشر عادى است . قلب استاد عام گيرندهاى قوى است كه پيامهاى قلب فرستندهء استاد خاص را به خوبى دريافت مىكند و سپس به فراخور استعدادهاى سالكان به قلوب آنها مىريزد . « 2 »
پيامبر و ائمه اطهار ( ع ) داراى شاگردانى بودهاند كه اصطلاحاً « اصحاب سر » ناميده مىشوند همانند سلمان ، ابوذر ، مقداد ، عمار ياسر ، كميل بن زياد ، ميثم تمار ، جابر بن يزيد جعفى ، با يزيد بسطامى ، معروف كرخى و . . . كه يافتههاى اينان از ائمه ( ع ) بسيار عالى و فوق تصور بشر عادى است .
رابطه استاد عام با استاد خاص رابطه عبد و مولى است كه « العبد و ما فى يده كان لمولاه » ؛ « بنده و هر آنچه دارد از آن مولاى اوست » .
نقل شده : « يكى از شاگردان سلوكى مرحوم عارف كامل حاج سيد على آقاى قاضى ( ره ) كه در تبريز ساكن بوده به نجف اشرف مشرف مىشود و بلافاصله به خدمت مرحوم قاضى مىرسد ، او در ضمن صحبت مىگويد : آقا ما از بس به شما علاقمند هستيم هنوز حرم مشرف نشده خدمت شما رسيدهايم . مرحوم قاضى به شدت متغير مىشود و با تندى او را از خود طرد و از مجلس بيرون مىكند و مىفرمايد : ديگر نزد ما نيا كه ديگر از ما هيچ بهرهاى ندارى » .
7 . توجه به استاد عام در سيره مرحوم آيت الله قاضى
مرحوم قاضى هرچه داشت از الطاف الهى به حساب مىآورد كه از كانال اهل بيت عصمت و طهارت به دست آورده بود و اين مطلبى است كه بر آن تصريح مىكرد و نيز از زبان شاگردانش به گوش رسيده و در دستورالعملهايى كه از او بر جاى مانده مشهود است .
هامش
( 1 ) - - سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم ، ص 157 .
( 2 ) - حاشيه سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم ، ص 158 .