است اگر در حال عصبانى بودن با قصد و يا بىقصد قسم بخورد و ظاهر روايت اين است كه سبب درست نبودن همان عصبانيت است اگر چه قصد هم داشته باشد و تا حد بىاختيارى كه نفهمد چه مىگويد هم نرسد . و نيز بايد چيزى را كه براى آن قسم مىخورد حق تصرف در آن را داشته باشد بنابراين كسى كه محجور است از تصرف در مال خود مثل كسى كه به حكم حاكم شرع مفلس شناخته شده باشد اگر قسم بخورد مالش را در فلان راه مصرف كند قسمش باطل است .
دوم - كارى را كه قسم مىخورد انجام دهد بايد حرام و مكروه نباشد و كارى را كه قسم مىخورد ترك كند بايد واجب و مستحب نباشد و اگر قسم بخورد كه كار مباحى را بجا آورد بايد ترك آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد و اگر قسم بخورد كه كار مباحى را ترك كند بايد انجام آن در نظر مردم بهتر از تركش نباشد .
سوم - به يكى از اسمهاى خداوند عالم قسم بخورد كه به غير ذات مقدس او گفته نمىشود مانند خدا و اللّه . و نيز اگر به اسمى قسم بخورد كه به غير خدا هم مىگويند ولى به قدرى به خدا گفته مىشود كه هر وقت كسى آن اسم را بگويد ذات مقدس او در نظر مىآيد ، مثل آنكه به خالق و رازق قسم بخورد صحيح است و اگر آن اسم بر خدا و غير خدا گفته مىشود و طورى نيست كه وقتى گفته مىشود فقط خدا در نظر بيايد در صورتى كه قسمخورنده قصد خدا كرده باشد مثلًا قسم به سميع و بصير و موجود خورده باشد ، بنابر احتياط واجب نيز بايد به آن عمل نمايد .
چهارم - قسم را به زبان بياورد و اگر بنويسد يا در قلبش آن را قصد كند صحيح نيست ولى آدم لال اگر با اشاره قسم بخورد صحيح است .
پنجم - عمل كردن به قسم براى او ممكن باشد و اگر موقعى كه قسم مىخورد ممكن باشد و بعداً از عمل به آن عاجز شود و اين عجز تا آخر وقت عمل به قسم باقى بماند قسم او به هم مىخورد . ولى اگر پيش از عمل به قسم ، عجز او بر طرف شود بايد به قسم خود عمل كند و نيز اگر عمل به قسم به قدرى مشقت پيدا كند كه نشود آن را تحمل كرد قسم به هم مىخورد .
رساله عمليه هداية المتقين (به انضمام رساله مضاربه و مسائل ديگر روز) (فارسى) — صفحة 498
مساهمون: الشيخ محمد على إسماعيل پور القمشهاى
ص٤٩٨