است كه خطبهها را به قدرى طول بدهند كه از وقت خارج شوند و بر فرض وجوب تخييرى اگر طول دادند بايد نماز ظهر را هم بخوانند ولى گناه نكردهاند ، و بايد دانست كه نماز جمعه قضا ندارد .
مسئله 2 اگر وارد نماز جمعه شدند و وقت آن تمام شد اگر به اندازه يك ركعت نماز در وقت واقع مىشود صحيح است و اگر كمتر از يك ركعت در وقت واقع شود باطل است اين در صورتى است كه واجب تعيينى باشد . و احتياط واجب آن است كه بر فرض وجوب تخييرى نماز جمعه ، نماز جمعهاى كه يك ركعت آن در وقت واقع شده تمام كند و نماز ظهر را هم بخواند .
مسئله 3 اگر يقين دارند كه به اندازه خواندن دو خطبه كوتاه و نماز مختصر با اقل واجب وقت براى جمعه دارند در صورتى كه واجب تعيينى باشد بايد آن را بخوانند و بر فرضى كه واجب تخييرى باشد مخير است بين آن و نماز ظهر ولى چون اصلًا نماز جمعه واجب نيست به هر حال بايد نماز ظهر را بخوانند ، و در صورتى كه شك داشته باشند كه آيا وقت براى خواندن نماز جمعه باقى است يا نه خواندن آن صحيح است .
مسئله 4 اگر مقدار وقت را مىداند كه مثلًا يك ربع ساعت به آخر آن مانده است ولى نمىداند كه آيا مىشود نماز را با اقل واجب خواند يا نه ، مىتواند وارد نماز شود پس اگر وقت واقعاً وسعت داشت ، نماز جمعه صحيح است و اگر براى كمتر از يك ركعت وقت داشت باطل است ، و اگر براى يك ركعت وقت داشت صحيح بودن آن محل اشكال است پس اگر فرض شود كه جمعه واجب تعيينى است احتياط واجب آن است كه آن را تمام كند و بعداً ظهر را بخواند ، و اگر واجب تخييرى باشد احتياط واجب
رساله مضاربه و احكام ربا و بانكها و اعتكاف و مسائل ديگر روز (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: الشيخ محمد على إسماعيل پور القمشهاى
ص١١٨