رنگهاى اصلى نور ، هفت تا است كه آن را تعبير به قوس و قزح مىنمايند : بنفش ، نيلى ، آبى ، سبز ، زرد ، نارنجى ، قرمز . « 1 » از تجزيه نور به اثبات رسيده كه نور سفيد از تركيب هفت قسم نورهاى ساده فوق تشكيل شده است .
نيوتن فيلسوف مشهور آن را آزمايش نموده است و مقوايى را هفت قسمت تقسيم و هر قسمت را به يكى از رنگهاى بالا رنگين نموده و سپس آن مقوا را به حركت دورانى سريع در آورده است در اين هنگام آن صفحه سفيد به نظر مىآيد .
از اين جا است كه اشعه خورشيد را ( كه هر كدام اثرات غريبى دارند ، ) هفت قسم مىدانند و از تركيب اين هفت قسم اشعه مختلف ، نور سفيد به ظهور مىرسد .
چون نور از محيط شفاف به محيط شفاف ديگرى وارد شود ، شكسته مىشود ؛ مثلًا از هوا وارد آب يا شيشه شود ، شكسته به نظر مىآيد و واقع را نشان نمىدهد از اين جا است كه مىتوانيم به گاليله و فلاماريون و كپلر و غيره مناقشه كنيم .
آقاى گاليله ! شما كه مىگوييد : از كره خورشيد تا زمين به قدر سير هشت دقيقه و 18 ثانيه سير نور است و از ستاره قطبى تا زمين 44 سال سير نور است .
يا آن كه از اين طرف كهكشان تا آن طرف ، به قدر 184000 سال سير نور است و سير نور را در هر ثانيه 300 هزار كيلومتر مىدانيد ؛ اين اندازه
هامش
( 1 ) . نور قرمز اولين درجه نور است كه از ارتعاش 400 ترليون در ثانيه به وجود آيد و هرچه ارتعاش سريع تر شود رنگ آن نور طبق مراتب فوق بالا رود تا برسد به درجه آخر كه نور بنفش است . در هر ثانيه ارتعاش آن هفتصد ترليون مىشود صوت و نور را تبديل به يكديگر مىنمايند و آن را در سينماى ناطق به كار مىبرند . اول درجه صوت ارتعاش هوا است در هر ثانيه 32 مرتبه وقتى زيادتر شد شديدتر گردد تا منتهى به نور شود از اين جا است كه انيشتين مىگويد : همه موجودات عبارتند از حركت و ارتعاش ماده غيرمعلوم و عقيده اين فيلسوف غربى كه در سال 1920 نظريه او مورد توجه دانشمندان دنيا واقع شد با نظريه فيلسوف شرقى صدرالمتالهين شيرازى شاگرد ميرداماد و شيخ بهايى در سيصد سال قبل كه قائل به حركت در جوهر همه اجسام بود توافق تام دارد .