« انّ الذين قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا تتنزّل عليهم الملائكة » ؛ « 1 » « به يقين كسانى كه گفتند : « پروردگار ما خداوند يگانه است ! » سپس استقامت كردند فرشتگان بر آنان نازل مىشوند . »
خداوند استقامت و پايدارى براى حق و حقيقت را ستوده ، و براى آن پاداش نيكو مقرّر فرموده . و در سورهى هود و شورى پيغمبرش را به استقامت امر فرموده : « فاستقم كما أمرت » « 2 » - « 3 » ؛ « پس همان گونه كه فرمان يافتهاى استقامت كن ! »
هامش
( 1 ) . فصلت / 30 .
( 2 ) . هود / 112 .
( 3 ) . و اين شهرت كه حضرت فرمود : « شيبتنى سورة هود » ، يعنى سورهى هود مرا پير كرد ، چندان مورد اعتبار نيست و روايت معتبرى ندارد .
بلكه روايت معتبر آن در كتاب تفسير صافى آمده كه فرمود : سورهى « هود » و « واقعه » مرا پير كرد ( در اين دو سوره براى كفّار و فسّاق عذاب دنيوى و اخروى ذكر شده ) .
و شايد علّت پيرى پيغمبر تأثّر از آيات عذاب باشد نه استقامت پيغمبرصلى الله عليه وآله ، زيرا استقامت ذاتى رسول خداصلى الله عليه وآله به قدرى محكم بود كه از آيهى شريفه تفاوتى به حال حضرت نداشت .
و اگر امر به استقامت در سورهى هود سبب پيرى رسول خدا بود ، پس بايد سورهى شورى هم ذكر شده باشد كه همين مطلب را دارد .
سرّش اين است كه در سورهى شورى امر به استقامت براى خود پيغمبر است و آن بزرگوار نهايت استقامت را داشت و در سورهى هود به استقامت پيغمبر و كسانى كه ايمان آوردهاند امر شده است .
رسول خدا از استقامت خود پير نشد ، بلكه از زحمت استقامت ديگران كه نمىخواستند استقامت خود را حفظ كنند پير شد .
درست در دو آيهى مذكور دقّت كنيد تا نكته معلوم ، و سبب پير شدن رسول خدا مفهوم گردد .