- و گويى خطاب مىرسد كه سر بردار و جواب سؤال گوى و از عهدهى اعمال خود برآى !
- آنگاه سر بر مىآورد و زبان به توبه و استغفار مىگشايد و اظهار پشيمانى مىكند ؛ « 1 »
- باز گويا خطاب مىرسد : از توبهى اين روز چه سود ؟ ! پس آن بيچاره دوباره خود را به زمين افكنده و به سجده مىرود و باز عجز و زارى و خاكسارى مىكند .
- گويى خطاب مىرسد : كه با عصيان در دنيا ، اظهار عجز امروز چه اثرى دارد ؟ سر بر دار و جواب صحيح بياور !
- آن بنده سر بر مىدارد و دست به دامن اسلام مىزند و عرض مىكند : خداوندا ! به يگانگى تو شهادت مىدهم و به رسالت پيامبر تو گواهى مىدهم ؛ و در اين هنگام صلواتى مىفرستد كه شايد به وسيلهى آن نجات يابد .
- باز گويا خطاب مىرسد : كه اى بندهى گنهكار تبه روزگار ! همين را از تو خواسته بوديم ؟ !
- پس در آن وقت آن بيچاره حيران مانده ، به راست و چپ خود نظر افكند و ديده به عرصات محشر گشايد و رو به شفيع عرصهى محشر و ائمّهى طاهرين و بندگان صالح خدا و ملائكهى مقرّبين آورد و گويد :
هامش
( 1 ) . اشاره به آن است كه مستحب است نمازگزار بين دو سجده بگويد : « استغفر اللَّه ربى و اتوب اليه » .