سعدى گويد :
بنى آدم اعضاى يكديگرند * كه در آفرينش ز يك گوهرند
چه عضوى به درد آورد روزگار * دگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بىغمى * نشايد كه نامت نهند آدمى
خدا را بر آن بنده بخشايش است * كه خلق از وجودش در آسايش است
چنانچه بعد از گذشت چهارده قرن از اسلام كه اين اصل كاملًا عملى شده و سياه و سفيد را اسلام برادر يكديگر قرار داده و امتياز فقر و غنا را موهوم شمرده ، هنوز مجمع سازمان ملل و ممالك پيشرفتهى دنيا مثل آمريكا نتوانسته در ميان افراد ملّت مساوات و برادرى برقرار كند و امتياز طبقاتى را ملغى نمايد .
در عصر ما در آمريكا دانشگاه سياه پوستان و اتوبوس و رستوران آنها از سفيد پوستان جدا است و سياهان آرزو دارند كه آزادانه با سفيد پوستان سر يك سفره يا در يك مجمع بسر برند و اين مواسات و مواخات از مزايا و مختصّات اسلام است كه همه را برادر و برابر قرار داده است .
در اجتماعات مسلمين اعمّ از نماز جماعت يا جمعه يا عيدين ( و مهمتر از همه اجتماع حجّ مسلمين ) اين مواسات و برادرى و برابرى و الغاء همه نوع امتيازات به نحو خاص و به طريق اعلى به چشم مىخورد و تجلّى ويژهاى دارد .