تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت ها و اسرار نماز (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
باطل شود خود را تطهير كند و وضو بسازد و نماز گزارد و دعا كند ، و من دعاى او را جواب ندهم به تحقيق من جفا كرده‌ام ، در حالى كه من پروردگار جفا كار نيستم . » و چون نماز ، علاوه بر قنوت و تعقيب ، مشتمل بر دعا و نيايش نيز مىباشد . « 1 » از اين رو واژه‌ى « صلاة » ، « 2 » كه به معناى دعا است ، در نماز استعمال شده به واسطه‌ى اين كه نماز هم مشتمل بر دعا و نيايش است ، چه در واجبات نماز و
هامش
( 1 ) . در سوره حمد مىگوئيم : « اهدنا الصراط المستقيم » ، در تشهد گوئيم خدايا درود و رحمت بىمنتهاى خودت را بر پيامبر و آل او بفرست ؛ و در سلام به لفظ خير ، سلامتى خود و بندگان صالح را مىطلبيم . ( 2 ) . واژه صلاة در سه معنا استعمال مىشود : 1 . دعا و نيايش 2 . درود و صلوات بر پيامبران و ائمّه و غيره 3 . نماز ؛ چون معناى اصلى و لغوى صلاة دعا و نيايش است ، پس استعمال اين كلمه در درود فرستادن بر پيغمبران و آل آنها ممكن است بگوئيم استعمال در موضوع له كلمه است و معناى حقيقى است ، زيرا كه صلوات هم دعا است كه ما از خداوند درخواست مىكنيم درود و رحمت بىمنتهاى خود را براى پيغمبر و آلش بفرستد ، بنابراين به خاطر اشتراك معنوى لفظ صلاة بر مطلق دعا و اين دعاى خاصّ كه يكى از مصاديق مفهوم كلّى دعا است ، دلالت لفظيه‌ى مطابقيه دارد يا لا اقلّ تضمنى دارد . و چنان كه نپذيرى كه استعمال صلاة در معناى درود ، استعمال حقيقى است ، گوئيم به مناسبت و علاقه‌ى كل و جزء يا علاقه‌ى ديگرى ، مجازاً در آن استعمال شده و به سر حدّ حقيقت رسيده كه اشتراك لفظى پيدا كرده ؛ و با تنزل از اين معنا باز گوئيم به علاقه‌ى حاليه يا مقاليه مجازاً استعمال مىگردد . امّا استعمال صلاة در معناى نماز بدون شك به سر حد حقيقت رسيده با حقيقت شرعيه به وضع تعيينى ، اگر چه استعمال اوليه مجازاً بوده ولى از كثرت استعمال به حقيقت رسيده ، بلكه بر معناى حقيقى آن كلمه غالب شده كه متبادر از آن ، ولو بدون قرينه در السنه شرع ، معناى نماز است و اشتمال نماز بر دعا و نيايش مستلزم اين نيست كه به علاقه‌ى كل و جزء مجازاً در معناى نماز استعمال شده باشد ، زيرا كه اشتمال آن حقيقت است و علاقه‌ى كل و جزء مشروط است بر اين كه جزء ، از اجزاء رئيسه باشد ، و چون قنوت و تعقيب از اجزاء غير اصليه‌ى نماز است ، پس دعا در نماز منحصر است به جمله‌ى « اهدنا الصراط المستقيم » ، و صلوات در تشهد و سلام نماز هم ممكن است بگوييم انشاء است كه به لفظ خبر آمده است . و يشكل ذلك فى مورد الآية : « انّ اللَّه و ملائكته يصلون على النبى . . . » حيث انّ الصلاة من اللَّه ليست بمعنى الدعاء قطعاً بل الصلاة منه تعالى نفس الرحمة و من الملائكة و غيرهم طلب الرحمة فاستعمال الصلاة من اللَّه مجازاً و ان كانت بالنسبة الى غيره تعالى حقيقة و وحدة اللفظ فى الآية فى مورد اللَّه و ملائكته بلفظ يضاهى استعمال اللفظ فى المعنى الحقيقى و المجازى وهو ممنوع كما حقّق فى الاصول الّا إذا وجداً القدر المشترك بينهما و استعمال اللفظ فى قدر المشترك مجازاً . قال فى الكفاية : ربّما لا يكون علاقة معتبرة بين المعانى الشرعية و اللغوية ، فأىّ علاقة بين الصلاة شرعاً و الصلاة بمعنى الدعاء ؟ و مجرّد اشتمال الصلاة على الدعاء لا يوجب ثبوت مايعتبر من علاقة الجزء و الكلّ بينهما كما لا يخفى ( الكفاية ، ص 36 ) .