ولى گاهى گنهكار متكبرانه گناه مىكند ، مثلًا ستم به غير مىنمايد و براى فرار از عذاب وجدان خويش يا توجيه ديگران مىگويد بيشتر از اين استحقاق داشت .
چنين كسى لجاجتش او را از عذاب وجدان نجات مىدهد ، اين معصيت ، يك گناه عادى نيست بلكه در واقع هتك حرمت محارم و شكستن قبح گناه است و لذا هر قدر بهظاهر كوچك و اندك باشد ، بزرگ و بسيار است .
اين نوع از معاصى كه اصطلاحاً طغيان و سركشى شمرده مىشوند ، از موجبات دخول در آتش هستند .
« فَأَمَّا مَنْ طَغى ، وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا ، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى »
« 1 »
6 - توجيه گناه
يكى از عوامل مهم آمرزش ، اعتراف و اقرار به گناهان است ، بهطورىكه در تمامى مناجاتهاى ائمه طاهرين عليهم السلام ، اين مهم به شيوههاى مختلف طرح شده است .
قال الباقر عليه السلام :
« وَاللَّهِ ما يَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ الَّا مَنْ اقَرَّ بِه » « 2 »
بنابراين ، توجيه گناه و خود را برىء نمودن از آن با بهانههاى واهى ، تنها نوعى خودفريبى بوده و آدمى را از واقعيت دور مىسازد .
فراموش نمىشود بعد از بمباران اتمى هيروشيما و ناكازوكى از شهرهاى ژاپن و كشته و معلول شدن حدود دويست هزار نفر به وسيله ارتش امريكا ، وقتى آنها در مقابل مخالفتهاى مردمى و عذاب وجدان خود قرار گرفتند ، گفتند : هدف ما از
هامش
( 1 ) - ( نازعات - 37 تا 39 ) امّا آن كس كه طغيان كرده و زندگى دنيا را مقدم داشته ، دوزخ جايگاه اوست .
( 2 ) - به خدا سوگند احدى از گناهش نجات نمىيابد مگر كسى كه بدان اقرار نمايد . ( بحارالانوار - جلد 6 - صفحه 36 ) .