ونيز آن حضرت فرمودهاند :
« مَنْ اكَلَ الْحَلالَ قامَ عَلى رَأْسِهِ مَلَكٌ يَسْتَغْفِرُ لَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ اكْلِهِ » « 1 »
حضرت امير عليه السلام نيز مىفرمايند :
« مالى ارَ النَّاسَ اذا قَرُبَ الَيْهِمُ الطَّعامُ لَيْلًا تَكَلَّفُوا انارَةَ الْمَصابيحَ لِيُبْصِرُوا ما يَدْخُلُونَ فى بُطُونِهِمْ ، وَلا يَهْتَمُونَ بِغِذاءِ النَّفْسِ بِانْ يُنيرُوا مَصابيحَ الْبابِهِمْ بِالْعِلْمِ لِيَسْلَمُوا مِنْ لَواحِقِ الْجَهالَةِ وَالذُّنُوبِ فى اعْتِقاداتِهِمْ وَاعْمالِهِمْ » « 2 »
شيخ عبداللَّه زاهد ، در پى قوت حلال مىگشت . او را به زاهدى معرفى كردند و وى او را به زارعى دلالت نمود ، شيخ نزد زارع رفت و حاجت خويش را بيان نمود .
زارع گفت : قبلًا قوت حلال داشتم ولى الان قوت من مشتبه شده است زيرا وقت پاشيدن بذر ، گاو من به زمين همسايه رفت ، او را برگرداندم ممكن است دست و پاى او به خاك زمين همسايه آميخته شده بوده و از آن خاك وارد زمين من كرده باشد !
يكى از سلاطين براى زاهدى از علماء ( شيخ ركن الدين ) هديهاى فرستاد و گفت : حلال است و با تيرى كه خود ساختهام و با اسبى كه ارثيهء پدرم بوده صيد كردهام . شيخ گفت : سخن در غذائى است كه اسب خورده است .
هارون الرشيد به فرزندش « قاسم بن هارون » معروف به « قاسم مؤتمن » كه عابد و
هامش
( 1 ) - كسى كه غذاى حلال استفاده كند ، فرشتهاى مأمور مىشود تا اينكه او از خوردن فارغ مىشود برايش استفغار كند . ( بحارالانوار - جلد 66 - صفحه 314 ) .
( 2 ) - چه شده است ، مردم را مىنگرم وقتى غذائى در شب نزد آنها مىآورند ، زحمت استفاده از نور و روشنكردن آتش به خود مىدهند تا بدانند چه وارد شكمشان مىشود ولى در غذاى روان خود همت ندارند كه چراغ عقل را با شعله علم روشن نمايند تا بلكه از تبعات غذاى بد كه نادانى و عصيان در اعتقادات و اعمالشان مىباشد ، سالم بمانند . ( نهج البلاغه ابنابىالحديد - جلد 20 - صفحه 261 ) .