و رژيم سياسى پادشاهى و دين رسمى ( وهابيت ) را اعلام نمود .
در سال 1358 نفت استخراج شد و كمك اقتصادى غير قابل توصيفى به حكومت نمود . پس از مرگ عبدالعزيز پسرش سعود سپس فيصل و بعد خالد و پس از آن فهد و عبداللَّه پادشاهى اين كشور را عهدهدار شدند .
عقائد ساختگى
اين گروه نوبنياد ، شفاعت ، توسل ، تبرك ، نذر ، زيارت قبور ، گريه بر ميت ، جشن ولادت ، و . . . ، حرام مىشمارد و مسلمانان را بهخاطر انجام هركدام از اين امور مجرم و مشرك مىداند .
بىشك مسلمانى كه هر روز حداقل ده بار
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
مىگويد ، او نه مشرك است و نه كافر ، و بلكه چنين پندارى در بارهى وى گناه كبيره بوده و ضمان شرعى در دنيا داشته و موجب عذاب اليم در آخرت خواهد بود .
جاى اين پرسش است كه چرا با استبداد در رأى ، ديگران مكلف به پذيرش آرايى شخصى گردند ؟ حاصل اين تنگ نطرىهاى نابخردانه چيست ؟ چه كسى از آن سود مىبرد ؟ اسلام و مسلمانان يا دشمنان اسلام ؟
آيا همين فتواهاى نابخردانه از سوى اين عده معدود نيست كه باعث شدهاست ، كشورهاى اسلامى جولانگاه طمع ورزان عالم شود و جان و مال مسلمانان به يغما رود ؟ مع الاسف عدهاى اندك كه سرمايههاى هنگفت خود را به شيوههاى مختلف ، صرف دشمنى با اهل بيت پيامبر مىنمايند ، و در برابر بيداد بيدادگران به حريم مسلمانان ، لب به سخن ، جز در راستاى تثبيت منافع آنان نمىگشايند .
ترديدى براى هيچ روشنفكرى نيست كه اين فتاواى سياسى براى ترويج دولتهاى ستمگر در تاريخ بودهاست و با هيچ اصلى از اصول مورد قبول اهل سنت و شيعه مطابق نيست .