ديدم ، وى در اين لحظه سراغ شخصى با اين وصف در ميان جمع مسافران گرفت و چون چشمش به من افتاد به سويم آمد و ريشم را گرفت و مرا سوژهء تئاتر خود نمود . مردم با ديدن اين حالات قهقهه سر داده بوند و نفس من بتمامه خوار گرديد .
- زمستانى بعد از مدّتها رياضت چون جلو آفتاب آمدم و به پوستينم نگاه كردم ، نفهميدم پشم پوستين بيشتر است يا شپش آن .
اعتقادات قبيح و زننده و اعمال وقيحانه دستههاى ديگرى چون حوريه ، حاليه ، الهاميه ، واصليه و غير آنها گفتنى نيست . « 1 »
نهايت اينكه :
ما چكيدهاى از عقايد و مبانى فكرى و نيز اعمال و رفتار برخى از صوفيان را و همچنين جزئياتى از تشكلات اين گروه را مطرح ساختيم و همانطوركه ملاحظه شده در پى رد عقايد و استدلال بر نفى صحت اعمالشان نبوديم ، چرا كه مبانى اعتقادى و اعمال ساختگى آنها چنان قبيح و بر خلاف فطرت انسانى و عقل و عقلاء مىباشد كه احدى را حاجت به بيان دليل بر بطلان آنها نيست و صرف توجه به آنها ، ساختگى و مجعول بودن اين فرقه را برملا مىسازد .
وهابيت در سرزمين وحى
هر گاه ياد مكه و مدينه مىافتاد ، سيلاب اشك از چشمانش سرازير مىشد ، در هر حالى كه بود ، دو زانو مىنشست و چون عاشقى شيدا ، منتظر بود تا بيشتر وصف دوست را بشنود ، سپس رو به درگاه خدا مىنمود ، دستانش را به نشانه
هامش
( 1 ) - براى تحقيق بيشتر در اين زمينه به كتاب حديقة الشيعه نوشته مرحوم مقدس اردبيلى از صفحه 559 تا 606 مراجعه كنيد .