كه اهل جهل بسيارند و اهل علم اندك و خداوند مىفرمايد : بالاتر از هر صاحب علمى ، عالمى است » . « 1 »
حضرت امير عليه السلام عالم نمايان را چنان تفسير فرموده كه بعد از يكهزار و چند صد سال ، مصداق آنها را در صوفيان و وهابيانى مىبينيم كه خود را عالم دهر تصور مىكنند و همهء خلايق را كور از چشم دل مىپندارند :
« وَ آخَرُ قَدْ تَسَمّى عالِماً وَ لَيْسَ بِهِ ، فَاقْتَبَسَ جَهائِلَ مِنْ جُهَّالٍ وَ اضاليلَ مِنْ ضُلّالٍ وَ نَصَبَ للِنَّاسِ اشْراكاً مِنْ حَبائِلِ غُروُرٍ ، وَ قَوْلِ زوُرٍ ، قَدْ حَمَلَ الْكِتابَ عَلى آرائِه ، وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلى اهْوائِه ، يُؤَمِّنُ النَّاسَ مِنَ العَظائِمِ وَ يُهَوِّنُ كبيرَ الْجَرائِمِ ، يَقُولُ : اقِفُ عِنْدَ الشُّبُهاتِ وَ فيها وَقَعَ ، وَ يَقُولُ اعْتَزِلُ الْبِدَعَ وَ بَيْنَها اضْطَجَعَ ، فَالصُّورَةُ صُورَةُ انْسانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَيَوانٍ ، لايَعْرِفُ بابَ الْهُدى فَيَتِّبِعَهُ وَ لابابَ الْعَمى فَيَصُدَّ عَنْهُ وَ ذلِكَ ( فَذلِكَ ) مَيِّتُ الْاحْياءِ » « 2 »
اعمال صوفيان
اينك نمونههائى از اعمال و دستورات برخى كه خود را از جملهء صوفيان دانستهاند و منتسب به آنها مىنمايند ، براى پى بردن به پوچى بنيانهاى اعتقادى و
هامش
( 1 ) - ر . ك : به فروع كافى - جلد 5 - صفحه 65 .
( 2 ) - ديگرى خود را عالم مىخواند در صورتى كه عالم نيست . يك سلسله نادانيها را از جمعى نادان فرا گرفته ، و مطالبى گمراه كننده از گمراهان ياد گرفته ، دامهائى از طنابهاى غرور و دروغ بر سر راه مردم افكنده ، قرآن را مطابق اميال و خواستههاى خود تطبيق مىدهد ، و حقّ را به هوسها و خواهشهاى دلش تفسير مىكند ، مردم را از گناهان بزرگ ايمنى مىبخشد و آنها را در نظرها سبك جلوه مىدهد . مىگويد : از ارتكاب شبهات اجتناب مىكنم اما در آنها غوطهور است . مىگويد : از بدعتها كناره گرفتهام ولى در آنها غلط مىزند . چهرهء او چهرهء انسان و قلب او قلب حيوان است . راه هدايت را نمىشناسد كه از آن راه حركت كند ، و به طريق خطا پى نبرده تا آن را مسدود نمايد . پس او مردهاى بين زندگان است . ( نهج البلاغه - خطبه 86 به ترتيب فيض و 87 به ترتيب صبحى ) .