تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
مىدانستم نمىگذاشتم در قبرستان مسلمانان دفن شود ، بچه‌هاى صغير را گذاشته تا گدائى كنند ! قرآن مىفرمايد : انفاق كه مىكنيد اسراف نكنيد ، و نيز مىفرمايد : خداوند اسرافكاران را دوست ندارد . همچنين پيامبر مىفرمايد : دعاى عده‌اى مستجاب نمىشود از جمله آنهاكسى است كه خداوند ثروتى به وى دهد و او همه را خرج كند و دعاى طلب روزى نمايد ، خدا مىفرمايد : مگر روزى فراوان به تو ندادم چرا ميانه روى نكردى . روزى پيامبر هفت مثقال طلا را بين مستمندان تقسيم كرد ، بعد از پايان كار سائلى آمد و درخواست نمود و او چيزى نداشت ، سائل ملامت كرد ، پيامبر از تهيدستى خويش غمگين شدند ، خداوند با آيه‌اى به وى فرمود : نه دست خود را چون زنجير بر گردن آويز و نه چنان باز كن كه به حسرت نشينى . ابوبكر در پايان عمر 15 اموالش را وصيت كرد و گفت : تازه اين هم زياد است و خدا تنها همين مقدار را خواسته است . به سلمان گفتند : تو با اين زهد چرا به فكر تأمين معاش يكسالى ؟ شايد فردا مردى . فرمود : شما چرا اميد زندگى من نداريد و فقط مرگ مرا مىبينيد ، آيا اگر زاهدى بگويد من چيزى ندارم و نفقهء عيال را ندهد به آنها ستم كرده است يا نه ؟ عمل او عادلانه است يا ظالمانه ؟ بگوئيد عادلانه است بر مسلمانان ستم كرده‌ايد ، بگوئيد ظالمانه است خود را محكوم ساخته‌ايد . اگر مردم همه بر عقيده شما باشند و از مال ديگران چيزى نگيرند ، صدقاتى چون كفارات ، نذورات ، زكوات به چه كسانى داده شود . به‌نظر شما سليمان بن داود عليهما السلام كه از خداوند سلطنتى خواست كه به احدى داده نشده است ، چگونه آدمى است ؟ حضرت يوسف چطور ؟ ذوالقرنين كه خداوند سلطنت مشرق و مغرب به وى عطا كرد چطور ؟ شما بجاى اين كارتان سراغ علم و دانش رويد ، جهالت را براى اهلش واگذاريد