تلخى و شيرينى دنيا ، دوقلوئى هستند كه هرگز از هم جدا نمىشوند .
قال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله :
« مَعَ كُلِّ فَرْحَةٍ ، تَرْحَةٌ » « 1 »
قال على عليه السلام :
« كُلُّ سُروُرٍ مُتَنَغِّضٌ » « 2 »
3 - علم اليقين و عين اليقين
انسانى كه به حقايق اشياء ، عالِم باشد و بلكه آنها را بعينه ببيند ، تحمل اندوه براى او هموار مىشود .
قال على عليه السلام :
« نِعْمَ طارِدُ الْهُمُومِ الْيَقينُ » « 3 »
4 - دقت در مفهوم قضا و قدر
هر چند آدمى در تمامى اعمال خود نسبتاً مختار است ، و ارادهء به معناى خواستن « 4 » در اختيار اوست ، امّا اگر چيزى مقدر گرديد ، پذيرش همان و رضايت قلبى به آن تنها راه دفع ضرر و يا رساندن آن به حداقل ممكن مىباشد .
قال على عليه السلام :
« نِعْمَ الطّارِدُ لِلْهَمِّ ، الْاتّكالُ عَلَى الْقَدَرِ » « 5 »
و نيز امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
« انْ كانَ كُلُّ شَىءٍ بِقَضاءٍ وَقَدَرٍ ، فَالْحُزْنُ لِماذا ؟ » « 6 »
هامش
( 1 ) - با هر شادى ، ناراحتى همراه است . ( بحارالانوار - جلد 77 - صفحه 164 ) .
( 2 ) - هر شادى به اضطرابى تبديل مىشود . ( غرر الحكم ) .
( 3 ) - يقين درمان خوبى براى زوال غصّه مىباشد . ( بحارالانوار - جلد 77 - صفحه 211 ) .
( 4 ) - اراده به معناى خواستن ، در اختيار انسان است ولى اراده به معناى توانستن ، تحت قدرت خداىمتعال مىباشد و قدرت بر انجام هر عملى را بايد او افاضه كند ، هر چند آدمى با اختيار خود عملى را انجام مىدهد .
( 5 ) - اتكاء بر قضاء و قدر الهى ، دافع خوبى براى غصّه و اندوه است . ( غررالحكم ) .
( 6 ) - اگر هر چيزى به مقتضاى قضاء و قدر پيش مىآيد ، پس غصّه براى چه ؟ ( بحارالانوار - جلد 78 - صفحه 190 ) .