1 - حبط اعمال
مال غصبى اعمال و حسنات غاصب را حبط مىكند و تا وقتى كه آن مال در دست غاصب است ، حسنهاى از اعمالش نوشته نمىشود .
قال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله :
« مَنِ اقْتَطَعَ مالَ مُؤْمِنٍ غَصْباً بَغَيْرِ حَقِّهِ ، لَمْ يَزَلِ اللَّهُ مُعْرِضاً عَنْهُ ، ماقِتاً لِاعْمالِهِ الَّتى يَعْمَلُها مِنَ الْبِرِّ وَ الْخَيْرِ ، لايُثْبِتُها فى حَسَناتِهِ حَتّى يَتُوبَ وَ يَرُدَّ الْمالَ الَّذى اخَذَهُ الى صاحِبِهِ » « 1 »
2 - تباهى ساير اموال
مال غصبى چون غدهاى فاسد كه سراسر بدن را تباه كند ، به ساير اموال آدمى سرايت كرده و همه را از بين مىبرد .
قال على عليه السلام :
« الْحَجَرُ الغَصيبُ فِى الدَّارِ ، رَهْنٌ عَلى خَرابِها » « 2 »
يعنى همانطوركه شىء گرو گذاشته شده ، مستلزم اداء دَين است و تا دين اداء نشود ، مرهونه در رهن باقى مىماند ، سنگ غصب شده هم مستلزم ويرانى بنا مىباشد و اگر رضايت مالك حاصل نشود همهء بناء در معرض خرابى و ويرانى است .
3 - زحمت بيفايده
آنچه كه غاصب بر پايهء مال غصبى بنا نهد ، و هر عملى با مال غصبى صورت پذيرد ، بىاثر بوده و او از آن بهرهاى ندارد .
« عبد العزيز بن محمد » مىگويد : از امام صادق عليه السلام پرسيدم : كسى زمينى را
هامش
( 1 ) - كسى كه بدون حقّ ، مالى از مؤمنى برداشته و غصب كند ، خداوند از او اعراض كرده و از اعمال نيك و خير او خشمگين است و آنها را در نامهء عملش ثبت نمىگرداند تا توبه كند و آنچه را كه بناحقّ گرفته به صاحبش برگرداند . ( وسايل الشيعه - جلد 11 - صفحه 343 ) .
( 2 ) - سنگ غصبى در خانه در گرو ويرانى آنست . ( نهج البلاغه - حكمت 232 به ترتيب فيض و 240 به ترتيب صبحى ) .