تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣

عهدشكنى

« . . . وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا »
« 1 » « عهد » در لغت نوعى از وعد را گويند كه با شرط توأم باشد ، لذا اگر پيمانى مشروط باشد آن را عهد و اگر مطلق بوده باشد وعد ناميده مىشود . اين دو واژه فرقى نيز در تحقق و عدم تحقق از حيث اصطلاحات استعمال شده دارند كه بيان آن خالى از لطف نيست . براى عهدى كه محقق شود « وفا » استعمال مىكنند و براى وعده‌اى كه تحقق يابد « ايجاز » به كار مىبرند ، اگر عهد محقق نشد « نقض عهد » استعمال مىشود ولى اگر وعده‌اى تحقق پيدا نكرد « خلف وعده » استعمال مىگردد . « 2 » « بيعت » از مادهء بيع است و به معناى دست دادن هنگام قرارداد مىباشد . بعدها براى اعلام وفادارى نسبت به حكّام از اين واژه استفاده مىشد و با دست دادن ، وفادارى قطعى مىگرديد و بيعت كننده موظف مىگشت با جان و مال از پيمان بسته شده دفاع كند . بررسىهاى تاريخى نشان مىدهد كه بيعت قبل از اسلام
هامش
( 1 ) - ( اسراء - 34 ) و به عهد و پيمان خود وفا كنيد كه از آن سؤال مىشويد و مورد مؤاخذه قرار مىگيريد . ( 2 ) - ر . ك : معجم الفروق اللغويه ، ابوهلال عسكرى - صفحه 379 .