تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
اكرام والدين در روايات جاى هرگونه استثنائى را باقى نگذارده است . قال الباقر عليه السلام : « ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِاحَدٍ فيهنَّ رُخْصَةٌ ، اداءُ الْامانَةِ الَى الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفاجِرِ ، وَ بِرُّ الوالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كانا اوْ فاجِرَيْنِ » « 1 » همچنين در مخاصمات مالى ، كلام پدر مقدم است و فرزند حقّ ندارد براى تصاحب اموال هر چند حقّ او باشد در مقابل والدين بايستد . « محمد بن المكندر » مىگويد : مردى به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد : زندگى من مستقل از پدر است ، و پدرم مىخواهد اموالم را بگيرد . حضرت به وى فرمود : « انْتَ وَ مالُكَ لِابيكَ » « 2 » البته در وجوب اطاعت از اوامر و نواهى والدين ، تنها يك مورد استثناء شده است و آن جائى است كه امر و نهى والدين با امر و نهى وجوبى و الزامى خداوند متعارض شود ، در اينجا رعايت اوامر خداوند لازم مىباشد . بنابراين اگر والدين امر به چيزى نمودند كه خدا از آن نهى تحريمى دارد و يا نهى از چيزى نمودند كه خداوند امر وجوبى دارد ، اطاعت فرمان الهى اولى مىباشد و اطاعت والدين جايز نيست . در آيهء زير از اطاعت پدر و مادرى كه فرزند خود را به‌سوى شرك مىخوانند نهى شده است .
« وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما . . . »
« 3 »
هامش
( 1 ) - سه چيزند كه خداى عز و جل استثنائى در آن قرار نداده است : اداء امانت نسبت به نيكوكار و فاسق ، وفاى به عهد نسبت به نيكوكار و فاسق ، اكرام والدين نيكوكار باشند يا فاجر . ( بحار الانوار - جلد 74 - صفحه 56 ) . ( 2 ) - تو و اموال تو ، مال پدرت هستيد . ( كنز العمال - 45942 ) . ( 3 ) - ( لقمان - 15 ) و هرگاه والدين بخواهند چيزى را همتاى من قرار دهى كه آن را نمىپذيرى ، از آنها اطاعت مكن .
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 182 | على غضنفرى