حقوق زبان ، گوش ، چشم ، پا ، دست ، اندام گوارشى و تناسلى را بيان فرموده است . « 1 »
هر كدام از اينها جهت اعتدالى دارند . خروج از اين جهت ، اسراف و اقتار و يا افراط و تفريط شمرده مىشود . استفادهء از هر كدام در مسيرى كه خدا عضو را براى آن مسير خلق نكرده ظلم به عضو است . استفادهء از زبان در گناهان زبانى ، گوش در استماع حرام ، چشم در لذّتهاى نامشروع ، دست و پا در حركت بهسوى عمل غير جايز ، شكم در مأكولات و مشروبات حرام ، اندام تناسلى در فحشاء و . . . عضو كُشى محسوب مىشود و حرام است . همانطوركه سلب جان و خودكشى از محارم بزرگ مىباشد و همانگونه كه ذلّت نفس با تحقير خود يا چاپلوسى و تملّق و يا حسد ، حقد ، حسرة ، غصّه ، غضب ، عجب ، كبر و . . . خطاء محسوب مىشوند .
« وَامّا حَقُّ فَرَجِكَ فحِفْظُهُ مِمّا لايَحِلُّ لَكَ وَالْاسْتِعانَةُ عَلَيْهِ بِغَضِّ الْبَصَرِ » « 2 »
آنچه را كه از تقسيم ظلم بيان كرديم ، برگرفته از فرمايش مولاى بيان و اميرمؤمنان عليه السلام بود .
« الا وانَّ الظُّلْمَ ثَلاثَةٌ ، فَظُلْمٌ لايُغْفَرُ ، وَظَلْمٌ لايُتْرَكُ ، وَظُلْمٌ مَغْفُورٌ لايُطْلَبُ ، فَامَّا الظُّلْمُ الَّذى لايُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ ، قالَ اللَّهُ تَعالى ( سُبْحانَهُ ) « انّ اللَّهَ لايَغْفِرُ انْ يُشْرَكَ بِهِ » وامّا الظُّلْمُ الَّذى يُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَاتِ ، وَامَّا الظُّلْمُ الَّذى لايُتْرَكُ فَظُلْمُ العِبادِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً » « 3 »
هامش
( 1 ) - ( وسايل الشيعه - جلد 11 - صفحه 131 ) .
( 2 ) - حقّ اندام تناسلى اين است كه آن را از حرام بازدارى و براى اين كار از پوشاندن چشم از محرمات كمك گيرى . ( تحف العقول مترجم - صفحه 294 ) .
( 3 ) - ستم بر سه گونه است : ستمى كه هرگز بخشوده نمىشود ، و ستمى كه بدون مجازات نخواهد بود و ظلمى كه از آن صرف نظر مىشود . ستمى كه بخشوده نمىشود شرك است كه خداى متعال مىفرمايد : « خداوند هيچگاه شرك به خود را نمىبخشد » . ستمى كه بخشوده مىشود ، ظلمى است كه انسان به خود نموده ( اين گناهان قابليت بخشش را با شرايط خود دارند ) ، ستمى كه رها نمىشود ، ظلم بنده به ديگران است ( حقوق غير ) . ( نهج البلاغه - خطبه 175 به ترتيب فيض و 176 به ترتيب صبحى ) .