تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
به اين دو آيه توجه كنيد : پوست بدن به‌واسطه سختى عذاب نابود مىگردد . « . . .
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ
. . . » « 1 » چهره مجرم و گنهكار چنان خواهد شد كه همهء گناهان و معاصى وى در صورتش آشكار مىشود وخلايق به محض ديدن صورت وى ، پى به يكايك گناهانش مىبرند .
« يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ »
« 2 » بلى صورتى كه اهل گناه باشد ، در نهايت چنان خواهد شد و لذا جايى براى افتخار باقى نمىگذارد ، اندام هر چند كه زيبا باشد وقتى لباسى از آتش براى او بدوزند آيا جائى براى رؤيت آن زيبائى باقى مىگذارد ؟
« . . . قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ »
« 3 » امام صادق عليه السلام مىفرمايد : روز قيامت زنى زيبا مىآورند كه به‌واسطه زيبائى مرتكب معصيت شده ، او به خدا عرضه مىدارد : خدايا مرا زيبا خلق كردى و آنچه گناه كردم بخاطر زيبائيم بود ، آنگاه مريم عليه السلام را مىآورند و مىگويند : تو زيبائى يا اين ؟ پس چرا او گناه نكرد ؟ و نيز مردى زيبا را مىآورند كه مرتكب گناه گشته و مىگويد : خدايا مرا زيبا آفريدى و همان باعث گناه من شد . آنگاه يوسف عليه السلام را مىآورند و مىگويند : تو زيبائى يا اين ؟ پس چرا يوسف مرتكب گناه نشد ؟ و
هامش
( 1 ) - ( نساء - 56 ) هرگاه پوست‌هاى تنشان بريان گردد و بسوزد ، پوست‌هاى ديگر بجاى آن مىرويانيم تا كيفر را بچشند . ( 2 ) - ( رحمن - 41 ) مجرمين را از صورتهايشان مىشناسند و موهاى پيش سر و نيز پاهايشان را مىگيرند و به دوزخ مىافكنند . ( 3 ) - ( حج - 19 ) لباس‌هائى از آتش براى آنهابريده شده است و حميم كه مايعى سوزان و جوشان است بر سرشان ريخته مىشود .