در مورد حضرت امير عليه السلام و بلال و عثمان بن مظعون نازل شده است . آنان برخى چيزها را برخود حرام كرده بودند . حضرت امير عليه السلام سوگند ياد كرده بودند كه شبها نخوابند ، بلال قسم ياد نموده بود كه روزها افطار نكند ، ابوذر نيز قسم خورده بود كه هيچ وقت با همسرش همبستر نشود .
رسول خدا صلى الله عليه و آله در پى شنيدن اين ماجرا بهسوى مسجد رفت و نداى نماز داد ، سپس به منبر رفت و بعد از حمد و ثناى الهى فرمود : چه شده است كه مردم حلالهاى خدا را بر خود حرام كردهاند ، شما بدانيد كه من شب مىخوابم ، همبستر مىشوم ، روز غذا مىخورم و افطار مىكنم . و هركس از سنّت من اعراض كند از من نيست .
آن سه گفتند : اى رسول خدا ، ما قسم خوردهايم . آنگاه اين آيه شريفه نازل شد كه :
« لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ . . . »
« 1 »
در توضيح آيهاى كه در آغاز بحث گذشت :
« وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ . . . »
، شيوهاى از تفسير آن را گفتيم ، برخى مفسران به مقتضاى سياق آيات و همچنين رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده است و از جمله روايت سابق ، مىگويند : « عُرْضَة » به معناى مانع است . لذا معناى آيه اين است كه اگر سوگندى ياد كردهايد آن را مانع عمل خير خود نبينيد و بهخاطر آن سوگند ، كار خير و اعمال نيك را ترك نكنيد . به بيان ديگر اگر سوگندى ياد كرديد و بعد متوجه شديد كه آن قسم با برخى اعمال نيك منافات دارد ، سوگند را رها كنيد كه خداى متعال مؤاخذه نمىكند .
به نظر ما اين تفسير براى آيه مناسبتر است و شاهد آن سياق آيات و آيهء بعد مىباشد كه در مورد عدم مواخذهء قسمهاى لغوى آمده است و البته چنانچه گفتيم
هامش
( 1 ) - ( وسايل الشيعه - جلد 16 - صفحه 178 ) .