تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
نه براى يك شقى و فاسق و قاتل . زن گفت : مىخواهى مرا فريب دهى كه روضه نروم . مرد كه فهميد مراد او گريستن است ، نوحه‌اى مجعول سرداد و زن هاهاى مىگريست ، و در نهايت غش كرد و جان داد .

نتيجه

پس هان اى عزيز ! آنچه اهمّيّت دارد عبادت تنها نيست ، قيام و قعود نيست ، صيام و قيام بدون روح ، وزر و و بال است ، مهم روح و روان عبادت است . مهم وجود بينش و درك صحيح از عبادات مىباشد . مهم اين است كه اطراف را بشناسد و فريب زر و زور و تزوير دنيا نخورد و طاعتش را آلوده نكند . مَلَكى به خداعرضه كرد فلانى خيلى زحمت عبادت مىكشد ولى ترقى نمىكند و مقامش بالا نمىرود . حضرت حقّ او را به‌صورت بشرى نزد عابد فرستاد تا احوال او را از نزديك ببيند . فرشته جز قيام و قعود و عبادت و شب بيدارى از عابد چيزى نديد و باز بر حيرتش افزوده شد كه با اينهمه ورع و طاعت چرا ترقى نكرده و در پيشگاه حقّ ، بالا نرفته و مقام قرب را نيافته است . روزى با وى به صحبت نشسته بود ، عابد در ميان صحبتهايش گفت : اين همه سبزه و علف اينجاست ، حيف اثرى ندارد ، كاش خدا خرى داشت تا اين علفها را بخورد . ملك فهميد عبادتش عالى است اما تعقّل و دركش صفر است . متأسفانه جريان خشكه‌مقدسى در زمانهء ما بشدّت ريشه دوانيده است و خوارج هر چند خود نابود شدند و جز حدود هشت نفر ، اثرى از آنها باقى نماند ، اما روحيهء آنها با شدت هر چه تمامتر ترويج مىشود . قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : « يَخْرُجُ فى آخِرِ الزَّمانِ قَوْمٌ احْداثُ الْاسْنانِ ، سُفَهاءُ الْاحْلامِ ، قَوْلُهُمْ