نگريستن به بندگان خداوند و رشك بردن به داشتههاى آنان و غفلت از آنچه خود دارد ، حكايت از شقاوت نفس و خبث طينت و فساد اعتقاد مىكند .
انسان اگر خداوند را فاعل مايشاء مىدانست و او را قادر به انجام هر كارى مىيافت و درونى آراسته مىداشت ، نيازش را به خدا عرضه مىكرد و نداشتهها را از او اخذ مىنمود و هرگز در فراق نداشتن نعمتى ، به زوال عزّت و يا دوام نقمت احدى از بندگان خدا راضى نمىشد چه رسد كه آن را بطلبد .
البته اگر آدمى به داشتههاى ديگران نظر كند و نعمتهاى داده شده به آنها را از خداوند طلب نمايد ، مثلا علم و دانش ديگران را ببيند و همان يا بيشتر آن را براى خود از خدا بخواهد ، مال و ثروت و نيز اولاد صالح ديگران را ببيند و مثل آن را براى خود بطلبد ، حسد شمرده نمىشود ، چنين چيزى را غبطه نام نهند و آرزوى ترقى براى خود گويند .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« لاحَسَدَ الّا فِى اثْنَيْنِ رَجُلٍ اتاهُ اللَّهُ مالًا فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ آناءَ اللَّيْلِ وَآناءَ النَّهارِ ، وَرَجُلٍ اتاهُ اللَّهُ القُرآنَ فَهُوَ يَقُومُ بِهِ آناءَ اللَّيْلِ وآناءَ النَّهارِ » « 1 »
موضع گناه
خود را در موضع گناه قرار دادن و به اين وسيله باعث معصيت ديگران شدن جايز نيست . و لذا نبايست آدمى عملى انجام دهد كه باعث تهمت وافتراء ديگران به خود شود ، و يا نعمت خود را به گونهاى ابراز كند كه موجب رشك و حسد ديگران گردد . بنابراين كتمان برخى نعمتها و يا بلاها ، به جهت اينكه كسى رشك
هامش
( 1 ) - حسد جز در مورد دو كس جايز نيست . كسى كه خدا مالى به وى عطا فرموده و او شبانه روز از آن انفاق مىكند ، و كسى كه خداوند قرآن ( علم ) به وى عطا فرموده و او شبانه روز بدان قيام مىكند ( احكام قرآن را ابلاغ و خود بدان عمل مىنمايد ) . ( خصال - جلد 1 - صفحه 76 ) .