خويش ، راه خروج از اتّهام را هموار سازد ، خودستائى براى او جايز است .
انسان پاكدامن مىتواند خود را از اتّهام وارده ، مبرّا سازد و حديث نفس و خودستائى به فراخور آن جايز و يا حتى در برخى موارد واجب مىباشد . اين عمل در واقع دفاع از خود و منع ديگران از ورود در معصيت سوءظن است .
2 - مراتب امر و نهى
اگر تحقق فرمان الهى و ترك محرمات ، متوقف به اين باشد كه آمر و ناهى باز شناخته شود و هويتش آشكار گردد ، بر او لازم است خود را بشناساند و در حد نياز ، خود را با ذكر ممدوحات مرتبط تعريف نمايد .
3 - بيان نعمت خداوند
بيان نعمتهاى خدا ضرورى و كتمان آن نوعى ناشكرى است .
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
« 1 »
و لذا بيان آنها مخصوصاً در مقابل كسانى كه ناشكر و ناسپاسند ، و يا به خداوند بهواسطه روا نشدن حاجاتشان ظنين مىباشند ، لازم مىباشد .
از اين رو ست كه حضرت رسالت صلى الله عليه و آله در پاسخ سؤال اصحاب ، فضائل خود را از انبياء ديگر الهى برمىشمارد و حضرت امير عليه السلام نيز در پاسخ اين سؤال كه تو بالاترى يا انبياء ، فضائل خود را بر آنان بيان مىفرمايد و حضرت سجاد عليه السلام در خطبهء معروف خويش در مسجد جامع دمشق ، خود را معرفى مىكند و با بيان انساب خود فضائل خويش را بر مىشمارد .
بديهى است پا فراتر گذاشتن از موارد جواز همانطوركه بيان شد صحيح نيست چراكه تعريف كننده از خود به تعبير روايات بدترين خلايق و ذابح نفس خويش شمرده شده است .
هامش
( 1 ) - ( ضحى - 11 ) نعمتهاى پروردگارت را بازگو نما .