ابليس
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا »
« 1 »
ريشه واژه « ابليس » به معناى كهنگى و يا سكوت بهخاطر ترس و يا حزن است ، و ابلاس بهمعناى تحيّر همراه با وحشت استعمال مىشود .
« شيطان » به موجودى خبيث و منفور اطلاق شده و اسم جنس بوده و شامل هر موجودى اعم از جنى يا انسى مىشود .
اگر « نون » آخر اين واژه جزء كلمه باشد ، از « شَطَنَ » مشتق شده است و به معناى ريسمان طويل يا به معناى دور ماندن از نيكيها مىباشد ولى اگر زائد بوده باشد و از « شيط » اشتقاق يافته باشد ، به معناى هلاكت است .
مقتضاى استثناء در آيه آغاز بحث اين است كه شيطان از فرشتگان باشد و بر اين اساس عبارت « كان من الجن » به اين معناست كه او فرشتهاى مخفى بوده است .
هامش
( 1 ) - ( كهف - 50 ) زمانى كه به فرشتگان گفتيم بر آدم سجده كنيد ، آنها همه سجده كردند جز ابليس كه او از جن بود و از فرمان پروردگارش خارج گشت ، آيا با اينحال او و فرزندانش را بجاى من بهعنوان ولى خود انتخاب مىكنيد در حالى كه دشمن شما هستند ، اينها چه جانشينان بدى براى ظالمانند .