صورت وضوح حكم ، تعيين موضوع به آسانى ممكن نباشد ، بهطورىكه مصاديق مبهم در لابلاى بسيارى از موضوعات همواره يافت مىشوند . اين دسته از موضوعات نيز مصاديق مشتبه هستند .
با استفاده از اصولى چون اصل برائت ، اصل صحت ، قاعده تجاوز ، قاعده لاضرر و . . . مىتوان از توقف در قبال موضوعات مشتبه خارج شد ، و حكم امر مشتبه را معين ساخت . ولى آنان كه دوست دارند ، دريچههاى ترقى و تكامل و سير الى اللَّه را سريعتر بپيمايند از قاعدهاى بس مهمتر پيروى مىكنند و آن توقف در شبهات است .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« الُامُورُ ثَلاثَةٌ ، امْرٌ تَبَيَّنَ لَكَ رُشْدُهُ فاتَّبِعْهُ ، وَامْرٌ تَبَيَّنَ لَكَ غَيُّهُ فَاجْتَنِبْهُ ، وَامْرٌ اخْتُلِفَ فيهِ فَرُدَّهُ الى اللَّهِ عَزّوجلّ » « 1 »
روايات بسيارى در خصوص پرهيز از ورود در شبهات وارد شده است كه از جملهء آنها :
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« دَعْ ما يُريبُكَ الى ما لايُريبُكَ ، فَمَنْ رَعى حَوْلَ الحِمى يَوشَكُ انْ يَقَعَ فيهِ » « 2 »
قال على عليه السلام :
« لاوَرَعَ كالُوقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ » « 3 »
هامش
( 1 ) - امور سه دستهاند : امرى كه هدايت آن واضح است از آن پيروى نما ، امرى كه گمراهى آن آشكار است از آن پرهيز كن ، امرى كه نامعلوم است آن را بايد به خداى متعال برگرداند و تفسير آن را از او خواست . ( بحارالانوار - جلد 2 - صفحه 258 ) .
( 2 ) - آنچه تو را به شك مىاندازد رها و غير مشكوك را اخذ نما ، چون آنكه نزديك قرقگاه چرا كند ، به زودى در آن خواهد افتاد . ( تنبيه الخواطر - صفحه 43 ) .
( 3 ) - تقوائى چون توقف در موارد شبهه نيست . ( نهج البلاغه - حكمت 109 به ترتيب فيض و 113 به ترتيب صبحى ) .