ابليس در مقابل اخراجش از رحمت حقّ به خداوند عرضه داشت : آنها را گمراه مىسازم ، به آرزوها سرگرم مىكنم ، وادار به اعمال خرافى مىنمايم و دستور به تغيير فطرت الهى آدمى وآفرينش او مىدهم .
« وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً »
« 1 »
يكى از دلائل حرمت تراشيدن محاسن ، حرمت عقيم شدن مردان و زنان ، ودهها معصيت متداول امروز ، حرمت تغيير آفرينش الهى انسان مىباشد .
شبهه
برخى از عناوين حكم واضحى دارند ، و يكى از احكام خمسه را از آن خود ساخته و ترديدى در تلبّس آنها به آن حكم وجود ندارد . علماء و دانشمندان حوزههاى علميه اسلامى و مخصوصاً علماء حوزههاى شيعه مىبايست تلاش وسيع خود را به كار گيرند و حكماللَّه را به صراحت از آيات و اخبار استخراج كنند ، و طبعاً در ميان فقهاء ، فقيهى پرتلاشتر و پرزحمتتر و در نتيجه آگاهتر است كه ضمن دقت در فتاوا و پرهيز از فتواى به غير علم ، حكم روشن الهى را آشكار ساخته و احتياطات او به حداقلّ مراتب رسيده باشد . البته ممكن است باز در برخى مسائل نتوان صريحاً حكمى خاص پذيرفت و تلاش وسيع مجتهد بهواسطه نبودن و يا ضعف ادله به جائى نرسد ، اين گونه مسائل ، مشتبهات نام مىگيرند .
آنچه گفتيم در ميان موضوعات اهميت بيشترى مىيابد و چه بسا حتى در
هامش
( 1 ) - ( نساء - 119 ) و آنها را گمراه مىكنم و به آرزوها سرگردان مىسازم و به آنها دستور مىدهم كه ( اعمال خرافى انجام دهند ) گوش چهارپايان را بشكافند وآفرينش خدائى را تغيير دهند . و آنها كه شيطان را به جاى خدا ولىّ خود برگزينند زيان آشكارى كردهاند .