وى را قبلًا نمىشناخته ، مىفرمايند :
« خَمْسَةُ اشْياءٍ يَجِبُ عَلَى النّاسِ انْ يَأْخُذُوا فيها بِظاهِر الْحُكْمِ ، الْوِلاياتُ وَالتَّناكُحُ ، وَالْمَواريثُ ، وَالذَّبائِحُ والشَّهاداتُ ، فَاذا كانَ ظاهِرُه ظاهراً مأموناً جازتْ شَهادَتُهُ وَلا يُسْئَلُ عَنْ باطِنِهِ » « 1 »
دستور اسلام چنان در اين زمينه محكم است كه مىفرمايد هرگز نبايد از كسى كه خود اقرار به فساد كرده يا بيّنه عليه وى شهادت داده است ، سؤال از همدست ديگرش نمود ، با اينكه قطعاً برخى فواحش بدون وجود همدست ، محقق نمىشوند . مثلا با اينكه زنا جز با حضور زن و مرد صورت نمىپذيرد امّا اگر يكى بدام افتاد نبايد پرسيد با كه چنين كردهاى يا كه با تو چنان نموده است ؟
قال الصادق عليه السلام :
« لاتَسْأَلُوا الْفاجرَةَ مَنْ فَجَرَ بِكَ فَكَما هانَ عَلَيْها الْفُجُورُ يهُونُ عليها انْ تَرْمِىَ الرَّجُلَ الْبَرىءَ الْمُسْلِمَ » « 2 »
« كنزالعمال » آورده است : شبى عمر بن خطاب در كوچههاى مدينه نگهبانى ميداد ، صداى مردى را شنيد كه ترانه سر داده بود ، خليفه از بالاى ديوار حيات منزلش بر وى وارد شد و گفت :
« اى دشمن خدا خيال مىكنى در اين حال ، خدا گناه تو را مىپوشاند »
صاحب منزل كه به يكباره خليفه را در مقابل خود يافت ، خطاب به او گفت : بر من عجله نكن . اگر من يك معصيت كردم تو سه گناه مرتكب شدهاى . خداى فرموده است : تجسّس نكنيد و تو كردى ، خداى فرموده است : از در منزل وارد شويد و تو از
هامش
( 1 ) - پنچ چيزند كه مردم بايستى بظواهر آنها حكم كنند و آنها عبارتند از : ولايت وقيم ، نكاح ، ارث ، ذبيحه ، گواهى دادن كه اگر ظاهر وى مورد اعتماد باشد شهادت او نافذ بوده و از باطن او سؤال نمىشود . ( وسايل الشيعه - جلد 18 - صفحه 213 ) .
( 2 ) - از زن بدكاره نپرسيد كه : كه با تو چنين كرد ؟ او كه فجور برايش آسان شده افتراء به يك مسلمان هم برايش سهل است . ( مستدرك الوسايل - جلد 18 - صفحه 71 ) .