البته ناگفته نماند بهخاطر حرمت تجسّس و بزرگى گناه آن ، مىبايست جانب احتياط حفظ شود و به بهانههاى واهى ، حرمت و قداست افراد شكسته نشده و قبح اين معصيت زايل نگردد .
بهرحال مرز ميان حفظ مصالح دين و حرمت تجسّس بسيار ظريف است و رعايت آن دقّت مضاعفى را مىطلبد .
حرمت تجسّس
همانطوركه بيان شد تجسّس و تفتيش از عقايد و احوال ديگران از گناهان بزرگ شمرده مىشود
قرآن كريم در سوره حجرات قبل از بيان حرمت غيبت ، از تجسّس نهى مىفرمايد :
« . . . وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً . . . »
« 1 »
حديث آغاز بحث نيز همين معنى را مىفهماند .
« انّى لَمْ اؤْمَرْ انْ انَقِّبَ عَنْ قُلُوبِ النّاسِ وَلا اشُقَّ بُطُونَهُمْ » « 2 »
اسلام دستور مىدهد كه به ظواهر مردم بسنده كنند و از دانستن آنچه كه انسانها حاضر به آشكار نمودنش نيستند ، پرهيز نمايند .
امام صادق عليه السلام در پاسخ سؤال يكى از اصحاب خود در مورد شاهدى كه قاضى
هامش
( 1 ) - ( حجرات 12 ) جاسوسى نكنيد و همديگر را غيبت منمائيد .
( 2 ) - من مأمور نشدهام كه از قلوب مردم تجسّس كنم و آنچه در دل دارند آشكار نمايم . ( كنز العمال - 31597 ) .