ستم كردم و اينك آمدهام براى من درخواست آمرزش كنى . از قبر ندايى آمد كه قد غفر لك . « 1 »
زهرا ، دختر پيامبر نيز كنار قبر پدر حاضر مىشد و خاك آن را بر چشمان خود مىزد و اين دو بيت را انشاد نمود .
ما ذا من شم تربة احمد * ان لا يشم مد الزمان غواليا
صبّت علىّ مصائب لو انها * صبّت على الايام عدن لياليا « 2 »
چه باك است آنكه خاك قبر احمد بويد ؟ اگر نبويد در تمام عمر خويش بوى خوش .
سنگين مصيبتى است كه بر من فرود آمده كه اگر بر روزها فرو ريزد ، بسان شبها خواهد شد .
سمهودى نيز آورده است كه ابن عمر دست راست بر قبر شريف مىگذاشت و بلال صورت بر قبر مىنهاد . « 3 »
سمهودى مىافزايد : مردم خاك قبر پيامبر را مىبردند . تا اينكه عايشه بر آن ديوار ساخت و روزنهاى در آن قرار داد . مردم از همان روزنه خاك قبر را برمىداشتند تا اينكه روزنه را هم بستند . « 4 »
گفته شده عمر ، قباطى ( پارچهاى كه در مصر مىبافتند ) بر قبر پيامبر انداخت . « 5 »
ديوار قبر پيامبر در زمان عمر بن عبد العزيز ويران شد و وى آن را بازسازى كرد . « 6 »
هامش
( 1 ) - كنز العمال ، ج 2 ، ص 386 ، ش 4322 .
( 2 ) - وفاء الوفاء سمهودى ، ج 4 ، ص 1405 .
( 3 ) - وفاء الوفاء سمهودى ، ج 4 ، ص 1405 .
( 4 ) - وفاء الوفاء سمهودى ، ج 2 ، ص 544 .
( 5 ) - وفاء الوفاء سمهودى ، ج 2 ، ص 546 .
( 6 ) - وفاء الوفاء سمهودى ، ج 2 ، ص 545 .