شافعان
همانطور كه بيان شد ، برخى كه اعتبار والايى نزد خداوند دارند ، مىتوانند به اجازهى او ، گناهان انسانها را به پيشگاه حقّ ببرند و از او درخواست بخشش كنند .
بديهى است عنوان شفيع واقعى تنها به كسى اعطا مىشود كه از سوى خداوند ، اجازه داشته باشد .
. . . ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ . .
. « 1 »
« . . . هيچ شفاعتكنندهاى جز با اذن او نيست . »
گفتنى است كه اجازه شفاعت ، به معناى پذيرش شفاعت است ؛ و گرنه ، اينكه خداوند اجازه دهد و آنگاه نپذيرد ، با حكمت الهى سازگار نيست . نكتهى ديگر اينكه رهبران دروغين دنيوى ، توان شفاعت ندارند ؛ آيات 48 ، 123 و 254 بقره و نيز 86 زخرف ، كه گذشت ، به اين معنا ما را هدايت مىكند .
پس از طرح اين نكات ، لازم است بگوييم در روايات به آشكارا ، سخن از برخى شفيعان به ميان آمده است ؛ بهطورى كه در بررسى اجمالى روايات وارد شده در منابع اهل سنت ، پيامبران ، اهل بيت پيامبر ، عالم ، شهيد ، مؤمن ، فرشته ، قرآن ، رحم ، هر كار نيك ، چون امانتدارى ، روزه و صدقه و . . . از جمله شفيعان قيامت مىباشند .
اكنون به برخى از اين اخبار توجه كنيد :
قال رسول اللّه : الشفعاء خمسة ، القرآن و الرحم و الامانه و نبيّكم و اهل بيته . « 2 »
« شفيعان پنج چيزند ، قرآن ، رحم ، امانت ، پيامبرتان و اهل بيت او . »
قال رسول اللّه : الصّيام و القرآن يشفعان للعبد يوم القيمة . « 3 »
هامش
( 1 ) - يونس ، 3 .
( 2 ) - كنز العمال ، ج 14 ، ص 390 ، ش 39041 ؛ جامع الصغير ، ج 2 ، ص 86 .
( 3 ) - مسند احمد ، ج 2 ، ص 174 ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج 1 ، ص 554 .