تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
2 - بيان ديگر بدا و در واقع بدا مصطلح نزد شيعه ، اين است كه بگوييم گاهى خواست خداوند به چيزى تعلق مىگيرد و آن خواست ، مطلق است ؛ چنين خواستى بدون ترديد تحقق مىيابد ؛ ولى گاهى خواست خداوند مطلق نيست ؛ بلكه خواست او بسته به فراهم شدن ابزار و زمينه‌ها است . مثلا خواست خدا اين است كه كسى صد سال عمر كند ؛ مشروط بر اينكه زنا ننمايد ، با نزديكان قطع رابطه نكند ، نفرين شده پدر و مادر نباشد ، مال حرام نخورد و . . . ؛ و در صورت انجام هركدام از اين گناهان ، قدرى مشخص از عمر كاهش يابد ؛ و يا مقدّر گشته كسى پنجاه سال عمر كند ، چون مقتضاى حال او به صورتى است كه صدقه نمىدهد ، با خويشان رابطه ندارد ، امر به معروف نمىكند و . . . ، زيرا هركدام از اينها بر عمر مىافزايد . حال اگر كار نيكى انجام داد ، خواست خدا تغيير مىكند . به عبارت ديگر ، با تغيير شرط ، مشروط نيز تغيير مىنمايد و البته خدا به حال او آگاه است .
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ . .
. « 1 » « اوست ، كسى كه شما را از گل آفريد ، و مدتى قرار داد ؛ و تنها او از اجل حتمى آگاه است . » حمران تفسير اين آيه‌ى شريفه را از جعفر بن محمد ( صادق ) سؤال كرد و پاسخ آن را از وى نقل نمود : هما اجلان ، اجل موقوف يصنع اللّه ما يشاء و اجل محتوم . . . « 2 » « آنها دو اجل هستند : اجلى كه به خواست خدا بستگى دارد و اجلى كه حتمى است . » اين تغيير در لوح « محو و اثبات » صورت مىپذيرد ؛ و البته خداوند چون بشر را آفريده و به ذره‌ذره سلول‌هاى او آگاه است ، مىداند انسان چه راهى را طى مىپيمايد و لذا همه چيز ، از جمله مدت واقعى عمر هركس در « لوح محفوظ »
هامش
( 1 ) - انعام ، 2 . ( 2 ) - تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 354 .
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 215 | على غضنفرى