جزء شانزدهم
وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً . . .
« 1 »
و اما آن ديوار از آن دو نوجوان يتيم در آن شهر بود و زير آن گنجى متعلق به آن دو وجود داشت و پدرشان مرد صالحى بود . . .
حضرت صلى الله عليه و آله مىفرمايد : مراد از كنز طلا و نقره است .
ذهب و فضة . « 2 »
نيز حضرت صلى الله عليه و آله ، طلا و نقره و هر چيز ديگر را كه ذخيره شود ، گنج شمردهاست .
والكنز هو كل مال مذخور من ذهب او فضة او غير ذلك . « 3 »
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً .
« 4 »
و از تو درباره ذوالقرنين مىپرسند بگو به زودى بخشى از سرگذشت او را براى شما بازگو خواهم كرد .
جابر بن عبداله انصارى از حضرت صلى الله عليه و آله نقل نمودهاست كه فرمود : ذى القرنين بندهاى از بندگان صالح خدا بود كه خداوند وى را حجت بر سايرين قرار داد . وى قوم خويش را به سوى خدا خواند اما آنان شاخ او را زدند ، مدتها مخفى شد تا
هامش
( 1 ) - كهف ، 82 .
( 2 ) - سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 376 .
( 3 ) - مجمعالبيان ، ج 6 ، ص 376 .
( 4 ) - كهف ، 83 .