آشوب بودند ، امكان تهاجم دو امپراطورى بزرگ ايران و روم به مسلمانان ، و در نهايت وصاياى پيامبر صلى الله عليه و آله به صبر و سكوت براى جلوگيرى از تفرقه كه مجموعهاى از همهء عوامل نيز مىباشد ، موجب شد حضرت امير عليه السلام سكوت را ترجيح دهد .
سكوتى آرام در آشكار و نهان و به دور از هرگونه فتنهانگيزى .
حضرت امير عليه السلام مطابق حكمت 22 شيوهء سكوت خود را چنين بيان فرمودهاند :
« لَنا حَقٌّ فَانْ اعْطَيْناهُ ، وَالّا رَكِبْنَا الْاعْجازَ الْابِلِ وَانْ طَالَ السَّرى » .
ما را حقى است اگر به ما بدهند فبها و الّا در عقب شتر سوار خواهيم شد هرچند زمانى طولانى بدينحال سپرى شود .
يعنى همانند انسانهايى كه آنها را بىمقدار حساب مىكنند و در رديف حيوان و قسمت نهايى آن سوارشان مىكنند ، روزگار را سپرى خواهيم كرد و اعتراض نخواهيم نمود .
چرا كه نفر اوّل كه افسار حيوان را به دست دارد و به هركجا اراده كند حيوان را مطابق ميل خود هدايت مىكند ، در مرتبهء بالاترى نسبت به آن كس كه در پشت سر وى و به اصطلاح در رديف وى سوار شدهاست ، قرار دارد .
برخى مفسرين جمله را به اين صورت نيز تفسير كردهاند كه : سوار برقسمت انتهائى حيوان غالباً با مشقت و ضرر همراه است . هم خود از نبود جاى هموار آزار مىبيند و هم حيوان او را چيزى اضافى مىشمارد . براساس اين تفسير حضرت صبر خود را توأم با مشقت و زحمت بيان كردهاست .
بىترديد صبر امام عليه السلام هرگز بهمعناى پذيرش قلبى اتّفاقات آن عصر نبود ، بلكه آن حضرت گاه و بيگاه از حقّ مسلم خود دفاع مىكرد و دوستانش را به آن آگاه مىنمود . ولى به خاطر آنچه كه شمهاى از آن در آغاز اين بخش از كتاب گذشت ، هيچگاه عقايد خود را عملى نساخت و بلكه او عملًا انزوا و گوشهگيرى را برگزيد .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 57
مساهمون: على غضنفرى
ص٥٧