صبرى طاقت فرسا
امام عليه السلام كه سرگرم تجهيز پيامبر صلى الله عليه و آله بود و در آن لحظات هيچكارى را بر آن ترجيح نمىداد ، بعد از شنيدن ماجراى سقيفه و مشاجره انصار و مهاجرين ، پرسيد ؟ انصار چه مىگفتند : به وى عرض كردند : انصار كه خلافت را براى خود مىخواستند و مىگفتند : پيامبر از شما مهاجرين بوده و بايد وصى او از ما باشد .
حضرت فرمودند :
چرا به اين استدلال نكرديد كه پيامبر صلى الله عليه و آله به مهاجرين وصيّت فرمودند : با نيكان انصار به نيكى و از بدان آنها درگذريد .
عرض كردند اين فرمايش چگونه انصار را محكوم مىكند ؟
حضرت فرمودند :
اگر امر وصايت مربوط به انصار مىشد ، توصيه و سفارش آنان بىمعنى بود .
آنگاه پرسيدند : قريش به چه استدلالى تمسّك كردند ؟
عرض كردند : آنها گفتند ما از درخت رسالت هستيم .
حضرت فرمودند :
« احْتَجُّوا بالشَّجَرَةِ وَاضاعُوا الَّثمَرَةَ » . « 1 »
به درخت رسالت احتجاج كردند ولى من را كه ميوهء آن هستم ضايع ساختند .
اينك به اين واقعهء زيبا كه ابن ابىالحديد در شرح خود آوردهاست توجه كنيد :
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 67 .