مسلّط نكردن خويشان بر امور
حاكم جامعه اسلامى بايد بداند كه از جمله خطرهايى كه در كمين او است ، وجود خويشان و دوستانى است كه چشم اميدشان به حاكم مىباشد تا بهوسيله وى به مال و جاه برسند و خود را از بيتالمال مسلمين بهرهمند سازند .
اين دسته از اعوان و انصار كارگزاران ، با استفاده از آبروى حاكم ، گلوگاههاى مهم اقتصادى را به كنترل خود در آورده و نبض اقتصاد جامعه را در دست مىگيرند .
وجود چنين وابستگانى براى حاكم ، وى را از جامعه دور مىسازد و حكومت او را به سوى ديكتاتورى و استبداد سوق مىدهد ، و زوال آن را نزديك مىگرداند .
حضرت امير عليه السلام جهت مصونيت حاكم از چنين عواقب خطرناكى خطاب به مالك فرمودهاند :
« ثُمَّ إِنَّ لِلْوالِي خَاصَّةً وَبِطَانَةً ، فِيهِمُ اسْتِئْثَارٌ وَتَطَاوُلٌ ، وَقِلَّةُ إِنْصَافٍ فِي مُعَاملَةٍ ، فَاحْسِمْ مَادَّةَ أُولئِكَ بِقَطْعِ أَسْبابِ تِلْكَ الْأَحْوالِ . وَلَا تُقْطِعَنَّ لِأَحَدٍ مِنْ حَاشِيتِكَ وَحَامَّتِكَ قَطِيعةً ، وَلَا يَطْمَعَنَّ مِنْكَ فِي اعْتِقَادِ عُقْدَةٍ ، تَضُرُّ بِمَنْ يَلِيهَا مِنَ النَّاسِ ، فِي شِرْبٍ أَوْ عَمَلٍ مُشْتَرَكٍ ، يَحْمِلُونَ مَؤُونَتَهُ عَلَى غَيْرِهِمْ ، فَيَكُونَ مَهْنَأُ ذلِكَ لَهُمْ دُونَكَ ، وَعَيْبُهُ عَلَيْكَ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ » .
حاكم را خاصان و نزديكان صاحب سرّى است كه به اموال ديگران چشم دوخته و به اموال مردم دست دراز نموده و در تجارت نيز كمانصافند ، پس ريشهء ستم آنان را با قطع كردن اسباب و عوامل از ميان ببر ، و هرگز به اطرافيان و خويشان خودت زمينى ( منبع اقتصادى ) واگذار منما . و نبايد چنان باشى كه خويشانت به تو طمع كنند تا قراردادى به سود آنان منعقد