تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

رفتار ملايم با ملّت

حكومت بر جامعه توأم با امر و نهى و وارد شدن در قضاوت بين مردم و اجراء امور و . . . مىباشد ، بىترديد راضى كردن همه خلايق بسيار سخت و غالباً غيرممكن است ، ناراضىها در هرامرى چه بسا زبان به گلايه و شكوه گشوده و حتى به تهمت و افتراء تمسك جويند ، حاكم جامعه بايستى در مقابل همه گفته‌ها و شنيده‌ها صبر و متانت را پيشه خود سازد . چرا كه عطوفت و مهربانى و پرهيز از خشونت و زبرى مفيدترين ابزار حاكم براى نيل به مقاصد حكومتى اوست . « آلةُ الرِّياسَةِ سِعَةُ الصَّدْرِ » . « 1 » سعه صدر و گشادگى سينه وسيله رياست است . او كه توان هرگونه اعمال قدرت را داراست ، اگر قواى قهريه را در مقابل رعيّت خود به كار نگيرد ، محبتش در ميان آنان بالا رفته و حكومت او ، رياست بردلها گشته و فرمانش تا عمق جان ملت نفوذ مىكند . آن حضرت در حكمت 50 مىفرمايد : « قُلُوبُ الرِّجالِ وَحْشِيَةٌ فَمَنْ ثَالّفَها اقْبَلْتَ عَلَيْهِ » . نفوس انسان‌ها وحشى و فرّار هستند ، هركه از راه عطوفت وارد و با دلهاى خلايق خو كرد ، آنان به وى روى آورند .
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، حكمت 176 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 261 | على غضنفرى