بىترديد اگر تهديدى جدى حكومت را در معرض خطر قرار دهد ، بىتوجهى مردم براى متلاشى شدن آن حكومت كفايت مىكند .
حضرت در حكمت 161 و در هلاكت مستبدين و آنها كه تنها رأى خود را رأى راجح محسوب مىكنند و همان را برديگران تحميل مىنمايند ، مىفرمايد :
« مَنْ استَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ » .
آنكه مستبد در آرائش باشد هلاك مىشود .
حكومت مستبد و ديكتاتور اگر مدّتى با قهر و خشونت دوام يابد ، در همان زمان نيز نفاق و دورويى را در جامعه پرورش خواهد داد . مردم به خاطر ترس از حكومت جابر و ظالم در ملأ عام و نزد كارگزاران به مديحهسرايى خواهند پرداخت و در غياب آنان ، بدگويى مىنمايند . حقايق را در خفاء مطرح مىكنند ، و عقدههاى دل خود را در محفلهاى زيرزمينى خالى مىنمايند ، آنان به ظاهر خود را يار حكومت مىشمارند تا از ضرر آن در امان بمانند .
امام عليه السلام ارتباط مردم با حكومت مستبد را در خطبه 98 چنين تعريف مىنمايد :
« وَحتّى تَكُونَ نُصْرَةُ احَدِكُمْ مِنْ احَدِهِمْ كَنُصْرَةِ الْعَبْدِ مِنْ سَيِّدِهِ ، اذا شَهِدَ اطاعَهُ ، وَاذا غابَ اغْتابَهُ » .
كار در زير لواى حكومت مستبدانه معاويه چنان سخت مىشود كه شما چون بردگانى كه به اطاعت اربابانشان مكلفند ، مجبور به يارى آنها مىشويد ، در حضور به ناچار اطاعتشان مىكنيد و در غياب ، آنها را بدگويى مىنماييد .
مذمت و نكوهش از حكومت مستبد و بىتوجه به زيردستان ، در جاى جاى نهجالبلاغه قابل بررسى است . امام عليه السلام بارها تشكيل حكومت بنىاميه را پيشبينى فرموده و خطر استبداد آنان را به مردم گوشزد كردهاست . در خطبه 98 چنين آمدهاست .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٤٧